اینها فقط بعضی از معجزات قرآن کریم است.
و ما یذکروا الا اولوالالباب: و پند نمیگیرند مگر اهل علم و دانش:
مراحل شکل گيری ابر و بارش باران و تگرگ

«آيا نمی بينی خدا ابرها را برای جمع و مرتب شدن می چرخاند، بعد آنها را با هم مألوف می کند، بعد آنها را روی هم انباشته می کند، و بعد می بينی که از ميان امتداد آنها قطره بيرون می آيد. و از ابرهای کوه مانند که ريزه های يخ دارند نيز با چرخاندن آنها تگرگ نازل میکند و آنها را بر سر هر که بخواهد می ريزد و هر که را نخواهد نمی ريزد. برق آن نزديک است ديدگانها را بگيرد».
نکات آيه:
1ــ ابرها برای برای جمع و مرتب شدن چرخانده می شوند.
2ـــ ابرها مألوف می شوند.
3ـــ ابرها روی هم متراکم می شوند.
4ـــ قطره از خلال امتداد ابـر (از امتداد تراکم ابر) می ريزد.
5ـــ ابرهای کوه مانند وجـود دارد.
6ـــ در ابرهای کوه مانند ريزه های يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل می شود.
7ـــ برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است.
1ــ ابرها برای جمع و مرتب شدن چرخانده می شوند:
اين تصاوير با ماهواره در طی 11 روز گرفـتـه شده. چنانکه در تصويرها می بـيـنـيـم گـردبـادها ابرها را می چرخانند و گرداب ابری شکل می گيرد و ابرها را جمع می کند. قطر اين ابر حدوداً 200 کيلومتر است و سوراخ مرکز آن کـه مـانند چـشـم می ماند حـدوداً 10 کـيـلـومـتـر است. («زجو» از جمله به معنی: هـل دادن يا پيچاندن يا گرداندن چيزی برای مرتب شدن يا شکل گرفـتن است).
2ــ ابرها مألوف می شوند:
به شکلی که در تصوير می بينيم ابرها با هم مألوف می شوند. چرا قرآن از واژه تآلیف استفاده کرده است؟ تآلیف بمعنی سازگار نمودن و آشتی دادن دو یا چند چیز مختلف و متفاوت است. علت اینکه قرآن واژه تآلیف بکار برده اینست که پاره ابرها از نظر دما و غلظت بخار آب و ترکیبات و غیره با هم فرق میکنند.
3ـــ ابرها روی هم مـتـراکم می شوند:
ابرها روی هم انباشته و متراکم می شوند. گاهی تراکم آنها به چند صد متر هم می رسد.
4ـــ قطره از خلال امتداد ابر (از امتداد تراکم ابر) می ريزد:
وقتی وضعيت جوی به نقطه بارش برسد ابتدا ذرات آب در بخشهای بالائی ابر با هم ترکيب می شوند و قطره های ريز در حد سقوط کردن تشکيل می شـوند. و چنانکه قـرآن گفـته از بالا در امتداد تراکم ابر سقوط می کنند. در مسير سقوط خـود با ميليونها مولکولهای ديگر آب برخورد می کنند که جذب آنها می شود و رفته رفـته بزرگ و بزرگ تر می شوند. تا اينکه به نهايت پائين ابر می رسند و آن را ترک می کنند. قطره ای که ابر را ترک می کند تقريبا 2000 بار بزرگ تر از ذرات موجود در ابر است. (پس از ترک ابر نيز در مسير خود می توانند با قطره های کوچکتری که پيش از آنها از ابر جدا شده اند و بخاطر سبک تری خود سرعت کمتری دارند برخورد کنند و بزرگتر شوند).
5ـــ ابرهای کوه مانند وجود دارد:
این نوع ابرهای کوه مانند البته فقط با رفتن با هواپیما در محیط ابرها مشخص است. و تا پیش از پرواز انسان کسی از آنها خبری نداشت.
6ـــ در ابرهای کوه مانند ريزه های يخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکيل می شود:
دانه تگرگ همانطور که آيه گفته در اصل ريـزه های يـخ اسـت کـه در بـخـش بالائی ابـر است. دانـه تگـرگ وقـتی تشکيل می شود که بلورهای يخی در بالای ابر، قطره های آب را که سردی آنـها در دمای زير صفر است ولی يخ نمی زنند جمع می کند. آن قطره ها که تا زير درجه انجماد سرد هستند به مجردی کـه بـلـورهـای يخی آنـهـا را لـمـس می کـنـنـد سريعاً يخ می زنند. و بلورهای يخی توسط بادهای تند خشونت بار در ابر بالا و پائين برده می شوند، (يا به تعبير قـرآن گـردانـده يـا چـرخـانـده می شـونـد) کـه باعـث بـرخـورد و تـمـاس آنـهـا با قـطـره های بيشتری می شود. و اين عـمل باعث می شود که قطره های بيشتری دور آنها يخ بزند، و دانه تـگـرگ بـزرگ و بزرگتر بشود. تا جائی که وزن آنها قدری سنگين می شود کـه بـاد ديگـر نمی تواند آنـهـا را با جـريـان خود به بالا ببرد و در نتيجه سقوط می کنند. (واژه «زَجْو» که آيه برای بيان شکل گيری ابر بکار گرفته و نحوه نزول تگرگ نيز به آن معطوف نموده، از جمله به معـنی: هـل دادن يا پيچانـدن يـا گـردانـدن چـيـزی برای مرتب شدن يا شـکـل گرفـتـن است).
7ـــ برق تگرگ نزديک به گرفتن چشم است:
در ابـر "باد و بوران" جريان برق مثبت و منفی درست میشود. به ايـن شکل که با بادهای قوی "ذره ها" و "قطره هـای ريز آب" و مخصوصاً "ذره های يخی" موجود در ابر، در ابر بالا و پائين برده می شـوند کـه باعـث ايجـاد جـريان مثبت و منفی برق می شود. جريان مثبت و مـنـفـی اغـلـب دور از هـم شـکل می گيرند. دست آخر تـفـاوت مـيان يک مـنـطـقـه با برق مثبت با مـنـطـقـه ديگر با برق مـنـفـی، خواه در ابر يا بر زمين آنقدر زياد می شود که برق آنها بـشکـل جـرقـه بـسـيـار بزرگ (آسـمـان درخـش) آزاد می شود.
همينطور وقتی تگرگ از ميان يک ناحيه زير صفر و ناحيه ذره هـای يخی در ابر ميافـتد ابر الکتريسيته می شـود. وقـتـی قـطره های مايع با دانه های تگرگ برخورد می کنند سريعاً هنگام تصادم يخ می زنند. و بدنبال آن گـرما را رهـا می کنند. ايـن عـمل سـطح دانه تگرگ را از ذرات يخ دور تا دور گرم تر نگه می دارد. وقـتی کـه يک دانـه تگـرگ بـا يـک ذره يـخ تصادم می کند: الکـترونها از بخش سردتر به بخش گرمتر جريان پيدا می کنند. پـس از آن دانه تگرگ برق منفی می شود. همين اثر نيز وقتی قـطـرهای با دمای زير صفـر با دانه های تگرگ و ذره های ريز دارای برق مـثـبت برخورد می کنند رخ می دهد. اين فـندکهای دارای برق مـثـبت توسط باد به بخش بالائی ابر برده می شوند. و تگرگ دارای برق منفی به ته ابر می افتد و بدين گونه بخش پائين تر ابر منفی می شود. اين برق منفی بصورت نور تخـليه و آزاد می شود. نور آن نيز چنانکه آيه گفـته قـوی است.
و آب اساساً وقتی تغییر حالت میدهد، مثلاً از مایع به جامد یا از آب به بخار تبدیل میشود انرژی آزاد میکند.
نقش برق در بارندگی و رشد گياه
« و از نشانه های ديگر او اين است که برق را بمثابه ترس و چشم داشت به بهره وری بيشتر به شما نشان می دهد و با آن از ابر آب فرو می فرستد و بعد با آن زمين را پس از مردن دوباره زنده می کند. در اين رابطه برای انديشمندان استدلالاتی وجود دارد». («طمع» بمعنی: چشم داشت بهره وری و برخورداری بيشتر، و چشم داشت به چيز دوست داشتنی است).
نکات آيه:
1ــ برق چشم داشت بهره وری و برخورداری بيشتر را به انسان می دهد:
برق بخشی از اکسيژن و نيتروژن جو را به هم می بندد و به ترکيبات شيميائی تبديل می کند که اکسيد نيتروژن ناميده می شود. اين ترکيبات بعداً با آب باران ترکيب می شـونـد و اسـيـد ضـعـيفی را تشکيل می دهند و بر زمين سقوط می کنند و به نيترات تبديل می شوند. و نيترات نيز تغذيه ای بـرای گياهان می شود. کسانيکه با کشت سر و کار دارند و يا منافعی در اين زمينه دارند، از وقتی با اين مقوله آشنا شوند، به برق طمع می کنند. يعنی برای بهره وری و برخورداری بـيـشـتـر از کـشـت بـه بـرق چـشـم می دوزند.
2ــ برق از ابر آب فرو می فرستد:
برق موجود در ابر ذرات آب را به هم ترکيب می دهد و قطره های بزرگ تری که در حد سقوط کردن می رسند درست می شود. بعد قطره سقوط می کند و در مسير سقوط خود قطره های بيشتری را جمع می کند و بزرگ تر می شود. (عمل ترکيب شدن قطره های ريز آب توسط جريان الکتريسيته در قرن بيستم در آزمايشگاه مشاهده شد).
میزان بارندگی ــ آب درون زمین
« و از ابر آبی به اندازه فرو می فرستیم و آنرا در زمین جا می دهیم و ما در بردن آن (یعنی بردن آن اندازه ای که بارانده ایم) توانائیم ـــ و با آن باغهای خرما و انگور برای شما تولید می کنیم، که هم فراورده های زیادی در آن برای شما هست و هم از آن می خورید».
نکات آیات:
1ــ میزان بارندگی و تبخیر به اندازه است:
چنانکه در آیه گفته شده میزان بارندگی آب به زمین و تبخیر شدن آب از زمین به اندازه است. برآورد می شود که در سال 513 ترلیون تن آب از زمین تبخیر می شود و به همین اندازه نیز به زمین می بارد.
2ــ آب درون زمین آب باران است و برخی از درختان از آب درون زمین استفاده میکنند:
چنانکه در آیه گفته شده آبهای درون زمین آب باران است که در زمین فرو رفته، و درختانی که ریشه در اعماق دارند آب خود را از آن می گیرند.
منابع آب درون زمين
زمر 21: « أَلَمْ تـَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْـزَلَ مِـنَ السَّـمـاءِ مـاءً فـَسـَـلَـكـَهُ يَـنابـِيـعَ فِی الاَرْضِ...»؟
« آيا نمی بينی کـه خـدا از ابـر بـاران نـازل می کـنـد و آنـرا وارد مـنـابـع درون زمين می کند»؟
آيه اظهار می کند که منابع آبی درون زمين آب باران است. در جهان دانش در اين رابطه يک تئوری می بينيم که مربوط به قرن هفدهم است (يعنی بيش از هزار سال پس از گفته قرآن)، که می گويد آب منابع زمين همان آب باران است که درون زمين نفوذ می کند. البته در اين تاريخ قرآنِ ترجمه شده در غرب وجود داشته و احتمال اينکه منبع برخی تئوريها قرآن باشد نيز بعيد نيست.
آب باران
فرقان 48: « وَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ بُشْرًا بَینَ یدَی رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا = و اوست که بادها را با نوید رحمت فرستاد و از ابر آب طَـهُـور فرو فرستادیم».
آب باران در آیه آبِ طَهُور نامیده شده است. آب طهور یعنی چه؟ واژه طهور و طهارت (بمعنی مصدری) بمعنی: پاکی از نجاست و پلیدی است. یعنی پاکی از چرک، مدفوع، بو، عرق، کثافت، تعفن و گندیدگی و مواردی از این قبیل. و طهُور بمعنی فاعلی و وصفی بمعنی: چیزی است که موارد مزبور را ندارد یا آنها را برطرف میکند.
حالا چرا آب باران را آب طَهُور نامیده است؟ به این خاطر که اگر آب های زمین در روند تبخیر شدن و به جو رفتن و ابر شدن و باریدن نمی بودند آبهای زمین تعفن می گرفت. در سال حدوداً 380 هزار کیلومتر مربع آب از سطح آبها و خشکی ها تبخیر میشود
منابع علمی و قرآنی درمورد اثر انگشت:
هنگامي كه در قرآن عنوان مي شود كه باز گرداندن انسان به زندگي پس از مرگ آسان است، آثار انگشت انسان ها به طور خاص مورد تأكيد قرار مي گيرد.
.
أيحسب الانسان ألّن نجمع عظامه بلي قادرين علي أن نسوّي بنانه
(سوره ي القيامة آيات ۳ و ۴)
آياانسان مي پندارد كه ما استخوان هاي او را جمع نخواهيم كرد ؟ بلكه ما قادريم كه سر انگشتان او را مساوی باز آفرينيم.
همه، از جمله دو قلو هاي همسان، داراي اثر انگشت منحصر به فرد مي باشند؛ به عبارت ديگر، هويّت هاي افراد در سر انگشتان آنان رمز گذاري مي شود.
اين سيستم رمز گذاري، ممكن است به سيستم باركد كه امروزه مورد استفاده قرار مي گيرد، نيز شبيه باشد.
تأكيد بر آثار انگشت، داراي مفهوم بسيار ويژه اي است. به اين دليل كه اثر انگشت هر كس منحصر به خودش است. هر شخصي كه زنده است يا در اين دنيا زندگي مي كند، مجموعه اي از آثار انگشت منحصر به فرد دارد.

به همين علت است كه آثار انگشت به عنوان مدرك بسيار مهم تشخيص هويّت و ويژه ي صاحبان آنها، پذيرفته ميشود و براي همين هدف، در سراسر جهان مورد استفاده قرار مي گيرد. امّا آن چه مهم است، آن است كه اين خصوصيّت آثار انگشت به تازگي در اواخر قرن نوزدهم كشف شد. پيش از اين زمان، افراد آثار انگشت را به صورت منحني هايي بدون اهمّيّت يا مفهوم ويژه اي در نظر مي گرفتند. با اين وجود در قرآن، خداوند به اثر انگشت اشاره مي كند كه در آن زمان توجه مردم را جلب نكرده و امروزه توجّه ما به اهمّيّت آنها معطوف مي شود. اهمّيّتي كه سر انجام در اين روزگار درك شد
نور ماه نور انعکاسی است
در گذشته بر این باور بودند که ماه، نور خود را متجلّی میکند.اکنون علم میگوید، نور ماه نور انعکاسی است.به هر حال این حقیقت 1400 سال پیش در قرآن در آیه زیر بیان شده است.
«تبارک الّذی جعل فی السماء بروجاً و جعل فیها سراجاً و قمراً منیراً؛جاودان و پر برکت است آن (خدایی) که در آسمانها منزلگاههایی برای ستارگان قرار داد و در میان آن، چراغ روشن و ماه تابانی آفرید».(سوره فرقان، آیه 61)
شمس به معنای خورشید است.به کلمه شمس به عنوان سراج به معنای «مشعل» یا وهّاج به معنای «لامپ پر نور» و یا ضیاء به معنای «نور درخشان» اشاره میشود.همه این توصیفها برای خورشید مناسب است زیرا خورشید با انفجار درونی،گرما و نور شدیدی ایجاد میکند.کلمه عربی برای ماه قمر است که در قرآن به عنوان منیر یعنی جسم نورانی که نور میدهد توصیف میشود.باز توصیف قرآن دقیقاً با طبیعت ماه که از خود نور نمیدهد و جسمی است که نور خورشید را منعکس میکند، تناسب دارد.حتی یک بار هم از ماه به عنوان سراج، وهاج و یا ضیاء یاد نشده و یا خورشید به عنوان نور ومنیربه کار نرفته است.پس در قرآن تفاوت بین ماهیت نور ماه و نور خورشید تشخیص داده شده است.
آیههای زیر در رابطه با ماهیت نور خورشید و ماه است.
«هو الّذی جعل الشّمس ضیاءً و القمر نوراً؛او کسی است که خورشید را روشنایی و ماه را نور قرار داد».(سوره یونس، آیه 5)
«الم تروا کیف خلق اللّه سبع سموات طباقاً؛آیا نمیدانید چگونه خداوند هفت آسمان را یکی بالای دیگری آفریده است».(سوره نوح، آیه 15)
«و جعل القمر فیهنَّ نوراً و جعل الشمس سراجاً؛و ماه را در میان آسمانها مایه روشنایی، و خورشید را چراغ فروزانی قرار داده است؟!».(سوره نوح، آیه 16
معجزه قرآن، دانشمند آمریکايی رامسلمان کرد :
زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.
به گزارش پایگاه خبری تقریب به نقل از مجله "المجتمع"، تیمی ازدانشمندان آمریکایی دریافتند که برخی ازگیاهان استوایی فرکانس هایی ما فوق صوت از خود صادرمی کنند که به وسیله دستگاه های پیشرفته علمی ثبت شده است .
دانشمندانی که حدود سه سال به تحقیق و مطالعه این وضعیت حیرت آور پرداختند، دریافتند که این پالس های ما فوق صوت به الکتریسته نوری تبدیل شده و بیش از صد مرتبه در ثانیه تکرار می شوند .
یک تیم آمریکایی این آزمایش را در برابر یک گروه علمی در انگلیس انجام دادند که در بین این گروه، یک دانشمند مسلمان هندی الاصل نیز قرار داشت.
بعد از 5 روز آزمایش، گروه انگلیسی ازاین مسئله بسیار شگفت زده شدند ولی دانشمند مسلمان انگلیسی گفت : ما مسلمانان این مسئله را در 1400سال پیش تفسیر کرده ایم. دانشمندان از این سخن وی بسیار حیرت زده شدند و اصرار کردند که آن را برایشان شرح دهد. دانشمند مسلمان این آیه قران را قرائت کرد:"وهیچ موجودی نیست جز آنکه او را به پاکی می ستاید ولی شما ذکر تسبیحشان را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است ".
زمانی که اسم جلاله "الله " بلند شد ، پالس های مافوق صوت به الکتریسیته نوری تبدیل و بر روی مانیتورها ظاهر گشت.
پروفسور" ولیام براون"، مسئول این تیم تحقیقاتی با این دانشمند مسلمان برای شناخت دین اسلام به گفت و گو پرداخت و دانشمند مسلمان برای وی دین اسلام را تشریح کرده ویک جلد قرآن مجید به همراه تفسیر آن به زبان انگلیسی را به وی اعطاء کرد .
براون شهادتین را گفت و مسلمان شد .
معجزه قرآن - پیشگوئی قرآن در مورد سالم ماندن بدن فرعون
وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ (٩٠)آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٩١)فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ (٩٢) سوره یونس
« و بني اسرائيل را از دريا عبور داديم. فرعون و سپاهيان وي بيدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتي که داشت غرق ميشد گفت: ايمان آوردم به اينکه خدائي غير از خدائيکه بني اسرائيل (فرزندان يعقوب) به او ايمان اوردند وجود ندارد و هميشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حاليکه تا پيش از اين از سپردن بني اسرائيل سرباز زدي و هميشه نيز مفسد بودي ـــ امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت درسي باشد. هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند».
واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که در زمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است
شکست روم
برخي از پيشگوييهاي قرآن کريم تا به حال به وقوع پيوسته است; مثل آيههاي 1 تا 6 سوره روم، 27 سوره فتح، 44 و 45 سورة قمر، 7 و 8 سوره أنفال و... همگي خبر از غيب دادهاند; به عنوان نمونه آيات اولية سورة روم خبر از شکست روميان ميدهد، (غلبت الروم) بعد، از محل اين حادثه سخن به ميان ميآورد. (في أَدْنَي الاْ رض) اين شکست، در سرزمين نزديک واقع است; منظور از آن، همان اراضي شام است که در قلمرو روم شرقي بود. اين جنگ در دوران خسرو پرويز واقع شد که ايرانيان آنان را شکست سخت دادند و منطقه شامات، مصر و آسياي صغير را مورد تاخت و تاز قرار دادند و امپراطوري روم شرقي را تا آستانه انقراض پيش بردند; اين واقعه در سال هفتم بعثت، در حاليکه پيامبر(ص) در مکه بود، اتفاق افتاد. مشرکان مکه و دشمنان اسلام از اين ماجرا خوشحال شده و آنرا به فال نيک و دليل بر حقانيت آيين شرک گرفتند; قرآن در تعقيب آيه فوق ميافزايد: ولي بدانيد اين غلبه زمان زيادي به طول نميانجامد. "وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُون"، آنها بعد از مغلوب شدن، به زودي غلبه مييابند; سپس انگشت روي جزئيات مسأله ميگذارد. (فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الاْ مْرُ مِن قَبْلُ وَ مِن بَعْدُ يومئذ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُون) و پيروزي روميان در اندک زماني اتفاق ميافتد و مؤمنين شادمان خواهند شد. سپس براي تأکيد بيشتر و بر طرف ساختن هرگونه شک و ترديد ميفرمايد: "وَعْدَ اللَّهِ لاَ يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَه..." اين وعده الهي است و خداوند هرگز از وعدهاش تخلف نميکند. اين وعده همان گونه به وقوع پيوست و پادشاه روم، هرقل ـ از سال 626 ميلادي ـ حدود 9 سال بعد، شکستهاي پي در پي به سپاه خسرو پرويز وارد ساخت، در سال 627 ميلادي اين جنگها به نفع روميان تمام و پيروزي آنان کامل شد. قابل توجه اين که قرآن با بکار بردن واژه بضع، مدت تقريبي آن پيروزي را بيان کرد; زيرا این واژه، به عدد میان سه تا ده و به گفتة برخی: پنج تا ده اطلاق میشود.
