تبليغاتX
دیانت و سیاست
 صفحه نخست | محصولات و طراحی ها | گالری تصاویر | ارتباط با ما

بی بی سی فارسی: "شیمون پرز، رئیس جمهور اسرائیل امروز چهارشنبه ۱۹ بهمن (۸ فوریه) در یک سخنرانی در پارلمان این کشور مستقیما در مورد دشمنی ایران و اسرائیل با مردم ایران سخن گفت.

او خطاب به مردم ایران گفت: "ما دشمن یکدیگر زاده نشده ایم و مجبور نیستیم در دشمنی با هم زندگی کنیم

او در عین حال به تندی از عملکرد حکومت اسلامی ایران انتقاد کرد و گفت که این حکومت "خطری واقعی برای کل بشریت" است. آقای پرز گفت: "رژیم فعلی ایران حکومتی سلطه‌جوست که می خواهد بر منطقه تسلط داشته باشد"."

ابتداعا باید خدمت جناب پرز عارض شوم، شما در حدواندازه این نیستید که رژیم جعلی تان را با ایران متمدن و اسلامی قابل قیاس بدانید و حرف از "ما" بزنید. اتفاقا قصه دشمنی ما با شما سر دراز دارد.

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ  (مائده 82)

مسلما یهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (مائده 51)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد یهود و نصارى را دوستان [خود] مگيريد [كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد از آنان خواهد بود آرى خدا گروه ستمگران را هدایت نمی کند.

رژیم منحوس صهیونیستی، زاده دشمنی با اسلام است و روی خون هزاران انسان بیگناه و مظلوم ساخته شده است. چطور ما دشمن هم زاده نشده ایم؟!

ما برای دوستی چاره ای جز این نداریم که اسلاممان و انسانیتمان را زیر پا بگذاریم و چشم و گوشمان را در برابر جنایات رژیم صهیونیستی و عمالش در منطقه و حتی دنیا ببندیم.

کیست که نداند جنگ طلب ترین کشور دنیا، کدام کشور است؟! بزرگترین جنایات جنگی تاریخ را چه کسی انجام داده است؟ 

حامیان مالی و سیاسی و سردمداران آن چه کسانی هستند؟ حالا با این تفاسیر "خطر واقعی برای کل بشریت" کیست؟! ایران اسلامی خطر واقعی برای رژیم جعلی اسرائیل بوده، هست و خواهد بود. و به یاری خدا در آینده خیلی نزدیک این رژیم را از صفحه روزگار حذف خواهد کرد.

ادعای مضحک دیگر حضرتعالی این است که فرموده اید "رژیم فعلی ایران حکومتی سلطه‌جوست که می خواهد بر منطقه تسلط داشته باشد"!!!

واقعا چه کسانی هستند که افکار خام اسرائیل بزرگ، از نیل تا فرات و سرزمین موعود را در مخیله خود می پرورانند و از هیچ اقدامی برای عملی شدن این هدف شرم نمی کنند؟!! 

چه کسانی هستند که در کنگره آمریکا و حتی بصورت علنی در برنامه های تلوزیونی طرح تجزیه خاورمیانه را میدهند؟! 

تاریخ سی و سه ساله انقلاب اسلامی ایران شهادت میدهد که رژیم صهیونیستی و آمریکا از هیچ اقدامی اعم از ترور، تهدید، جنگ، تحریم و... در راستای دشمنی با ملت ایران فروگذار نکرده اند. بدون هیچ خجالتی می گویند هدف ما از تحریم ها فشار بر مردم ایران است، نه دولت! حالا چه شده که یک دفعه دوست مردم ایران از آب در می آیند؟!

جناب پرز، حکومت ایران در دل مردمش جای دارد و دارای بزرگترین دموکراسی در منطقه و حتی دنیا می باشد. شاید سخنان جنابعالی بر مذاق عده ای ظاهربین و بی بصیرت خوش بیاید ولی مطمئنا تلاش شما برای جدا نشان دادن مردم و حکومت ایران به سنگ خواهد خورد، چرا که این نظام، جوشیده از دل ایدئولوژی اسلامی و ظلم ستیز مردم ایران می باشد.

در پایان به آقای پرز توصیه می کنم که به جای این تلاش ها، بستنی چوبی تان رو بخورید!



برچسب‌ها: اسرائیل, رژیم صهیونیستی, ایران, صهیونیسم, دشمن
نویسنده : گمنام    نظرات :

سی و سه سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!

اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می دهد که اصلا و ابدا چنین وعده ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه.

البته برای دشمنان امام فرقی نمی کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده ای، می خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده اند و یا با چنین وعده هایی انقلاب را پیش برده ا ند و یا اینکه این قبیل وعده ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می بینیم.

در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده اند که امام چنین وعده ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»

این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.

ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.»

روزنامه کیهان

همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می شود.

کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت: «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحه ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!

در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می شود! امام بزرگوار ما توضیح می دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.

پس در سخنان امام خمینی وعده ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین کردند.

فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم هایی متخصص و روشنفکر می دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی سواد بودن متهم می کردند!

به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!

پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده ی دروغی داده شده و یا وعده ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می کنند! اما کسی نمی گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!

امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

پی نوشت و اصلاحیه

بعضی دوستان معتقدند که تصویب آب و برق مجانی در دولت، تحت تاثیر سفارشات امام خمینی به دولت موقت بوده است. دلیل این دوستان پیام ۱۴ ماده ای امام در تاریخ ۹ اسفند و نطق تلویزیونی مرحوم بازرگان در تاریخ ۲۳ اسفند ۵۷ است. مهندس بازرگان در این مصاحبه تلویزیونی که متن آن در کیهان ۲۴ اسفندماه نیز به چاپ رسیده، ادعاهایی را درباره امام مطرح کرده است. مثلا وی ادعا کرده است که امام بدون مشورت با دولت و یا با صدور اعلامیه، خواسته است که آب و برق مجانی شود!

در حالی که اگر صحیفه امام را مرور کنیم، قبل از تاریخ مصوبه هیات دولت، هیچ سخنرانی و اطلاعیه ای از طرف امام سراغ نداریم که به موضوع آب و برق مجانی اشاره شده باشد. تنها موردی که وجود دارد همان پیام ۱۴ ماده ای مورخ ۹ اسفندماه است که بعد از تصویب آب و برق مجانی در دولت، صادر شده است. البته امام در این نامه از قید «فعلا» و «برای طبقات کم بضاعت» استفاده کرده است.

پس این احتمال وجود دارد که پیش از این، رهبران انقلاب یا شورای انقلاب و یا امام به طور خصوصی و نه از طریق فشار رسانه ای و یا صدور اعلامیه، به دولت پیشنهاد چنین کاری را داده باشند. اما چرا مرحوم بازرگان در مصاحبه ۲۳ اسفند ادعا کرده است امام از طریق اعلامیه و بدون مشورت با او دستور داده؟!

نگاهی به آرشیو سخنان امام نشان می دهد که علت اصلی ناراحتی مهندس بازرگان چیز دیگری بوده است. چون قبل و بعد از تصویب لایحه دولت، نشانه ای از نارضایتی دولت از این پیشنهاد دیده نمی شود و موردی هم سراغ نداریم که امام در اعلامیه و یا سخنرانی عمومی، دولت را برای این مساله خاص تحت فشار قرار داده باشد. اتفاقا برعکس، امام بعد از تشکیل دولت موقت، بارها مردم را به همکاری با دولت در جهت رفع محرومیت ها تشویق و به صراحت تاکید می کرد که رفع این محرومیت ها به زمان زیادی نیاز دارد.

نکته اینجاست که امام در روزهای قبل از مصاحبه بازرگان (دهم و پانزدهم اسفند) انتقادات تندی را به سیاست گام به گام دولت در رفع مفاسد دستگاه های دولتی و وزارتخانه ها و باقی ماندن برخی مظاهر رژیم گذشته مطرح کرده بود که این مساله موجب ناراحتی و گلایه مهندس بازرگان می شود. اما وی سعی کرد بدون ارائه پاسخی قانع کننده به انتقادات اصلی و اساسی امام و با اشاره به مسائلی چون آب و برق مجانی که مصوبه دولت خودش نیز بود، انتقادهای امام را احساسی و غیرتخصصی معرفی کند!

به هرحال آب و برق مجانی، چه با سفارش امام بوده و چه نبوده، مصوبه دولت موقت در تاریخ ۸ اسفند ۵۷ بوده است آنهم با قید فعلا و برای اقشار کم درآمد، نه برای همیشه و همه مردم. نکته مهمتر اینکه علی رغم چاپ اصل سخنان دوازدهم بهمن امام در مطبوعات آن روز، هنوز هم عده ای اصرار دارند که امام در بدو ورود به ایران، وعده ی آب و برق مجانی را داده است!

منبع: آهستان


برچسب‌ها: خمینی, بهشت زهرا, امام, آب و برق, مجانی
نویسنده : گمنام    نظرات :
آن‌چه جهان اسلام و عرب امروز از جنگ و اختلاف و تقسیم و تجزیه شاهد آن است، حاصل تصادف و اتفاق نیست، بلکه نقشه از پیش طراحی حساب‌شده‌ای است که سال‌ها پیش توسط فردی به نام "برنارد لوئیس" ریخته شد.

کسانی‌که تاریخ را نمی‌خوانند، گمان می‌کنند، آنچه آمریکا در عراق انجام داده و این کشور را اشغال کرده، اقدامی تصادفی و زاده حوادث اتفاقی بود است، پس از آن شاهد حوادث سودان بودیم که منجر به جدایی جنوب سودان از شمال آن شد، درحالی‌که بسیاری آنچه را که فراموش کرده‌اند، این حقیقت بزرگ است که این اقدامات جزیی از اجرای یک طرح استعماری است که صهیونیسم جهانی آن را برای تفکیک و تجزیه جهان اسلام و عرب طراحی کرده تا براساس آن این دو جهان را به کشورهای مجزا و کوچک تبدیل کند و به این وسیله زمینه حاکمیت رژیم صهیونیستی ابتدا بر سرزمین فلسطین و سپس بر سراسر منطقه خاورمیانه را فراهم کند.


اما هدف از انتشار این مطلب آشنا کردن جهان اسلام و بویژه جوانان مسلمان با این طرح خطرناک است، بخصوص این‌که صهیونیسم بین الملل برای شستشوی مغزی جوانان و تحریف آنها سرمایه‌گذاری کلانی را کرده تا به این وسیله به طرح رژیم صهیونیستی و آمریکا خدمت کنند.

در مصاحبه‌ای که یکی از خبرگزاری‌ها در تاریخ 20/5/2005 با لوئیس انجام داد، وی گفت: اعراب و مسلمانان قومی فاسد هستند که دیگران را نیز فاسد کرده به تباهی می‌کشانند، نمی‌توانی آنها را متمدن کنی و اگر آنها را به حال خود رها کنی دنیا را با امواج تروریسم بشری خود که تمدن‌ها را نابود می‌کند و از بین می‌برد، غافلگیر می‌کنند، و جوامع بشری را تباه می‌سازند، به همین دلیل تنها راه حل مسالمت‌آمیز برای برخورد با آنها اشغال مجدد کشور‌های ایشان و استعمار سرزمین‌هایشان و از بین بردن فرهنگ مذهبی و اجتماعی آنهاست و درصورتی که آمریکا بخواهد چنین نقشی را ایفا کند، باید از تجربه انگلیس و فرانسه در استعمار منطقه استفاده کند تا از تکرار اشتباهات این دو کشور جلوگیری کند.

لطفا برای خواندن ادامه این مقاله مهم و مشاهده عکس ها از ادامه مطلب دیدن فرمائید


مرتبط با موضوعات: جنگ نرم - جنگ فرهنگی " یادداشت و تحلیل " اخبار جهان



ادامه مطلب ...
نویسنده : گمنام    نظرات :

محمود احمدی نژاد، رییس جمهور          روز چهارشنبه ۸/۴/۹۰ ،رئیس جمهور در حاشیه جلسه هیئت دولت، طی اظهاراتی بازداشت های اخیر چندتن از کارمندان دولت را اقدامات سیاسی خواند و مجموعه این اقدامات را برای وارد کردن فشار به دولت ارزیابی کرد. و همچنین تهدید کرد که کابینه خط قرمز است و اگر دستگیری ها به کابینه کشانده شود، شخصا به این ماجرا وارد میشود و بعضی گفته ها را با مردم در میان میگذارد. که این به ضرر کشور تمام خواهد شد.

         گرچه میتوان بصورت خصوصی و در جلسه با مقامات کشوری در این مورد اظهار نظر کرد اما باید به جناب رئیس جمهور متذکر شد، تهدید و شاخ و شانه کشیدن برای قوه عدلیه و مسئولان نظام نه تنها در صلاحیت ایشان نیست بلکه درخور شان ریاست جمهوری هم نمیباشد.

          تمام این گفته ها در حالي‌ است كه درست 24 روز قبل در مصاحبه با خبرنگاران، رئيس جمهور در پاسخ به يك سئوال تصريح كرده بود؛ "اگر تخلفي هم از بنده مشاهده شد بايد رسيدگي شود" آقاي دكتر محمود احمدي نژاد در اين مصاحبه با افتخار اعلام كرده بود: "بنده تنها رئيس جمهوري هستم كه اعلام كردم كه اگر تخلفي از سوي بنده، خانواده و بستگان بنده جايي مشاهده شد، بايد طبق قانون به آن رسيدگي و برخورد شود. اين موضع اصولي ما از روز اول بوده و الان نيز هست"

 گفته های محمد کاظم انبارلویی ،سردبیر روزنامه رسالت هم در این مورد جالب و خواندنی است :

«كسي كه حتي تخلف خود را مصون از رسيدگي و تعقيب نمي‌داند، چطور امروز رسيدگي به اتهامات  چند كارمند دولت را برنمي‌تابد؟

كدام وظيفه قانوني، اخلاقي و ملي حكم مي‌كند رئيس جمهور در اندازه يك وكيل مدافع براي چند متهم ظاهر شود؟

كدام وظيفه قانوني، اخلاقي و ملي حكم مي‌كند وي علاوه بر نقش وكيل مدافع، ايستادگي  و مقاومت در برابر وظايف يك قوه ديگر را هم به عنوان يك تهديد مطرح كند؟

متهم كردن قاضي يا قضاتي كه در اين حوزه وارد شده‌اند به يك حركت سياسي، آيا اخلاقاً صحيح است؟

واژه عدالت در گفتمان احمدي نژاد يك كليد واژه حقيقي است. هم او بود كه بارها در سخنراني‌ها تكرار مي‌كرد؛ " برابري افراد در برابر قانون را عدالت مي‌دانيم" (سخنراني در مراسم يكصدمين سالگرد قانون‌گذاري و مجلس 6/3/85 ). حال چه شده است كه دستگيري چند كارمند دولت كه تعدادشان از انگشتان يك دست تجاوز نمي‌كند، سياسي است و اگر اين دستگيري‌ها به برخي از اعضاي كابينه تسري يابد، عبور از خط قرمز تلقي مي‌شود؟

امروز در اغلب دموكراسي‌هاي قلابي جهان، رئيس جمهور، نخست وزير يا نمايندگان مجلس يا ثروتمندان مشهور توسط دستگاه قضایي تحت تعقيب قرار مي‌گيرند اما كسي قاضي و قضا را متهم به سياسي كاري نمي‌كند. اما در ايران اسلامي ما كه يك دموكراسي حقيقي حاكم است، دستگيري چند كارمند بايد از طرف رئيس جمهور با چوب " حركت سياسي" نواخته شود.

اگر اطلاعيه روابط عمومي معاونت اجرايي و سرپرست نهاد رياست جمهوري را به اظهارات آقاي احمدي نژاد اضافه كنيم، بي‌مهري به دستگاه قضا مضاعف مي‌شود.

مسئله قضا و داوري و طرح دعاوي خصوصي و عمومي شوخي بردار نيستند. دفاع بايد در محكمه صورت گيرد. قاضي بايد قضاوت كند. اگر كار را به بيرون از محكمه بكشانيم، اين عمل نوعي بازگشت به زندگي انسان‌هاي نخستين در ما قبل تاريخ است.»

نویسنده : گمنام    نظرات :

آیت الله خامنه ای در نیویورک 

جا دارد که خاطره ای از پدرم را برایتان بگویم.دوران قطعنامه بود. شب بعد از رحلت امام ،سریعا نیروها برای جلوگیری از هر نوع تجاوز دشمن به مناطق مرزی جنوب فرستاده شدند.پدر من هم یکی از این نیروها بود.

قبل از آن افراد طیف آقای منتظری زده بودند به در بی حیایی و به مردم میگفتند: بگذارید آقا (منتظری) بیاید آن وقت خواهید فهمید حکومت یعنی چه!!! یا میگفتند: وقتی شخصی مثل آقای منتظری قائم مقام رهبری است دیگر دلیلی ندارد برای طول عمر امام دعا کنیم...

بگذریم، داشتم میگفتم پدرم و دوستانش داخل ماشین(آمبولانس کرایه ای) بودند و عازم جبهه. داخل ماشین یکی از افراد که از همین طیف آقای منتظری بود با رذالت تمام و زیرکی خاصی میگوید: بابا این بچه ها هم امروز خوب میفهمند ها! پسرم وقتی تصاویر دیدار سفرای خارجی با آقای خامنه ای -در آن زمان آیت الله خامنه ای رئیس جمهور بودند و سفرای خارجی طبق قوانین جهت تقدیم استوارنامه خدمت ایشان می رسیدند- را می بیند، میگوید: بابا بابا! این [آیت الله] خامنه ای هم آمریکایی شده!!!

پدرم که از همان ابتدا تعصب خاصی نسبت به آقا داشت، نمی گذارد حرفش تمام شود و کلی به طرف می توپد(چند تا فحش نثار خودش و بچش می کند!!).

بعد از این برخورد پدرم فضای سنگینی داخل ماشین را می گیرد و دیگر کسی صحبت نمی کند. راننده برای اینکه جو را بشکند رادیو را روشن میکند. در همان لحظه اخبار ساعت 10 شب، خبر انتخاب آیت الله خامنه ای را به عنوان رهبر انقلاب، پخش می کند!!

بعد از این برخورد و شنیدن اینچنین خبری دیگر کسانی که عناد داشتند آب می شوند و خیلی ها هم رنگ عوض می کنند و می گویند: آره بابا آقای خامنه ای کارش درسته و آدم خوبیه. آن طرفی هم که گفته بود خامنه ای آمریکاییه دیگه تا رسیدن به مقصد جیکش در نمیاد./


برچسب‌ها: خامنه ای, جبهه, منتظری, رهبری, خمینی
نویسنده : گمنام    نظرات :
ماجرای عكس زیر و نظرات كاربران سایت بالاترین درباره این عكس و استفاده از پروژكتور در خودروی حامل رهبر انقلاب در سفر به قم، مورد جدیدی از تحلیل های ناشیانه و مغرضانه منافقین است. آن‌ها معتقدند این پروژكتور برای نورانی جلوه دادن چهره ایشان است؛ آن دو سوراخی كه با دستمال پرشده، داخلش اسلحه آماده‌ی شلیك است؛ افراد پشت شیشه هم از آدم‌كش‌های حوادث بعد از انتخابند؛ آن ورق تعبیه شده‌ی روی سقف (رفلكتور)، یك وسیله‌ لامپ جدید است...!

سفر رهبری به قم

درحالی كه هر آشنایی با نورپردازی و عكاسی می‌داند كه وقتی نور فضای خارج از ماشین، بیشتر از داخل ماشین باشد، برای تصویر برداری از سوژه داخل ماشین، (چه فیلم‌برادر یا عكاس، داخل ماشین باشد و چه از بیرون بخواهد تصویر بگیرد) بی‌شك دچار مشكل می‌شود. و بهترین راه برای برقراری تعادل نور داخل و خارج ماشین، استفاده از نورپردازی است. نورپردازی‌ای كه با استفاده از رفلكتور (ورق روی سقف) نور را به صورت متعادل و غیر موضعی به تمام سوژه می‌تاباند.

در جریان سفر ایشان به یزد در سال ۸۶ و سفر به شیراز در سال ۸۷ به دلیل اینكه هوای این شهرها در روز استقبال ابری بود و اختلاف نور فضای بیرون و داخل ماشین كم بود، در نتیجه تصاویر بهتری از این مراسم ثبت شد؛ عكس‌های بیرون ماشین، در این دو سفر، نسوخته و به اصطلاح، اُوِر (over) نشده است. ولی درباره قم كه آٰفتاب مستقیم می‌تابید، وضوح و كیفیت عكس‌ها پایین‌تر از دو سفر قبلی بود. و اگر نورپردازی داخل ماشین انجام نشده بود، كیفیت عكس و فیلم، از این هم بدتر می‌شد.

سفرهای مقام معظم رهبری

در پایان باید بگویم اینطور تحلیل ها و نظرات ناشیانه نه تنها محبتی را که خداوند در دل مومنین از رهبرشان قرار داده، ذره ای نمیکاهد، بلکه باعث بهتر شناخته شدن چهره مغرض و کریه رسانه های بیگانه میشود و نیت های پلید آنها را برای مردم آشکارتر میسازد.

از قدیم گفته اند آنچه عیان است چه حاجت به بیان است:

سیمای نورانی رهبری

نویسنده : گمنام    نظرات :

سعی شده است بطور خلاصه بعضی از سخنانی که علماء، مراجع و بزرگان درمورد علم و تقوای مقام معظم رهبری فرموده اند را در این پست بیاوریم. هرچند ایشان به این چیزها نیازی ندارند و علم و تقوای ایشان از چهره و رفتار ایشان کاملا پیدا است.

امام خمینی


امام خمینی(ره): شما اگر گمان بکنید که در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا بکنید، که متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار و بنای قلبی اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمی کنید. ایشان را من سالهای طولانی میشناسم و در آن زمانی که اول نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف برای رساندن پیام ها تشریف میبردند و بعد از اینکه این انقلاب به اوج خودش رسید ایشان حاظر بود در همه جا و حالا هم هست. یک نعمتی که خدا به ما داده اینست.

مرحوم حاج احمد آقاي خمينی تعريف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگي سران قوا در دفاتر يكي از آن‌ها يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار مي‌شد. در يك جلسه‌اي كه در جماران تشكيل شده بود، من، آيت‌الله خامنه‌اي، آقاي موسوي‌اردبيلي، آقاي ميرحسين موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتيم. از قرار اتفاق، در همان روز آقاي منتظري نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقاي منتظري ملاقات مي‌كرد، بعد از جلسه برافروخته و عصباني بودند، به‌طوري كه در چهره‌شان مشخص و نمايان بود. در وسط جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يك‌دفعه با حال عصبانيت شديد و برافروختگي وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: «من از اول با قائم‌مقامي آقاي منتظري مخالف بودم، ايشان به درد رهبري بعد از من نمي‌خورد.» جلسة امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در يك سكوت سنگيني فرو رفتيم و همه متحير از اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظره امام هم نشان از اهميت موضوع بود. بعد از مدتي سكوت، آقاي خامنه‌اي شروع به صحبت كردند كه: آقاي منتظري شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولاني‌مدت رفتند و... و از آقاي منتظري تعريف كردند و در آخر هم آقاي خامنه‌اي گفتند كه خُب اگر ايشان نباشد چه كسي باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقاي حبيبي دبير كل مؤتلفه)

امام خميني بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از رياست جمهوري حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: «خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد.» علي‌محمد بشارتي نقل مي‌كند: در تابستان سال 58 هنگامي كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم كه آقاي شريعتمداري در مشهد گفته بود: «من بالاخره عليه امام اعلام جنگ مي‌كنم.» خدمت امام رسيديم و ضمن ارائه گزارشي، خبر مذكور را هم گفتند. ايشان سرش پايين بود و گوش مي‌داد. اين جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: «اين‌ها چه مي‌گويند؟! پيروزي ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق مي‌شويم، در اينجا حكومت اسلامي تشكيل مي‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي‌سپاريم.» پرسيدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند.

آیت الله العظمی بهجت


آیت الله العظمی بهجت: در سال 1368 وقتی آیت الله خامنه ای برای رهبری انتخاب شدند عده ای نزد آیت الله بهجت رفته و گفتند: آقای خامنه ای جوان است برای رهبر شدن!

آیت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند: همان یکبار که گفتند حضرت علی (ع) جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند برای هفت پشتمان کافی است...

آیت الله بهجت حساسیت زیادی نسبت به سلامتی مقام معظم رهبری داشتند. و همین موضوع باعث شده بود که چندین ختم صلوات و ذکر برای سلامتی ایشان گرفتند و اینها تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت الله بهجت ادامه داشته است.

                        نقل از: حجت الاسلام والمسلمین علی بهجت

آیت الله العظمی بهاء الدینی


آیت الله العظمی بهاءالدینی: قبل از ریاست جمهوری، روزی آقا به بیت حضرت آیت الله العظمی بهاالدینی میروند. پس از رفتن مقام معظم رهبری آقای بهاءالدینی میفرمایند: ((خورشید لحظه ای تابید و رفت)).

زمانی برای امضای قائم مقامی رهبری، خدمت آیت الله بهاءالدینی میرسند، ایشان امضاء نمی کنند. هرچه از فرستادگان آقای منتظری اصرار از ایشان انکار. تا آنجا که خود آقای منتظری شخصا خدمت ایشان می رسند و تمام کتاب هایی را که درباره ولایت فقیه نوشته است را جلوی آقای بهاءالدینی می چیند. آیت الله بهاءالدینی تمام کتب را جمع میکنند و به آقای منتظری می گویند: ((ولایت فقیه نوشتی نیست، فهمیدنی است.)) بعد که از ایشان می پرسند: آقا چرا ایشان را تایید نکردید مگر کس دیگری هم میتواند؟ می فرمایند: نظر ما سیدعلی خامنه ای است.

يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دوشب به حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني خبر مي‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز مي‌خواهند تشريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان مي‌روند كه متوجه مي‌شوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه ايستاده‌اند. مي‌گويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان مي‌فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمده‌ام استقبال.

آیت الله العظمی گلپایگانی


آیت الله العظمی گلپایگانی: مرجع تقليد جهان تشيع، حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني، براي رهبر معظم عباي ظريفي هديه فرستادند و فرمودند: اگر ديدم كاري را شما انجام مي‌دهيد و خلاف مطلب اسلامي است، من تذكر مي‌دهم، اگر تغيير داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت نمي‌كنم و تضعيف شما را حرام مي‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و نمي‌خواهم صحبتي كنم در يك فرعي كه شما را تضعيف كرده‌ام.

                                    (به نقل از حجت‌الاسلام راشد يزدي)

آیت الله طالقانی


آیت الله طالقانی و آیت الله العظمی میلانی:

مرحوم آيت‌الله طالقاني تصريح مي‌فرمودند: آقاي خامنه‌اي اميد آيندة اسلام است. آيت‌الله العظمي ميلاني در سنين جواني ايشان را مجتهد خطاب مي‌كند.

 

 

 

آیت الله العظمی حائری یزدی


آیت الله میردامادی و آیت الله حائری یزدی:

حاج آقاي ميردامادي، دايي حضرت آقا، نقل مي‌كنند: مرحوم آقا سيدهاشم ميردامادي، پدربزرگ مادري آقا و مرحوم آيت‌الله سيدجواد خامنه‌اي پدر ايشان عنايت خاصي به حضرت آقا داشته‌اند و بارها مي‌فرمودند: علي آقا آينده خوبي دارد. آيت‌الله حاج شيخ مرتضي حائري به آقاي خامنه‌اي فرموده بود: آقاي آقا سيدعلي‌آقا من با اين استعدادي كه در شما مي‌بينم، شما يا يك مرجع تقليد مي‌شويد يا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

 

سید احمد خمینی


سید احمد خمینی: در سال 69 بنده به حاج احمدآقا خميني گفتم كه شما طي يك سخنراني اعلام كرديد كه «هر كس بين اطاعت از مقام معظم رهبري و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمريكاست» كه ايشان با تأييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روي اعتقاد اين حرف را زده‌ام. بعد ايشان فرمودند: برخي از اين افراد دور من را گرفته‌اند كه بنده را در مقابل حضرت آيت‌الله خامنه‌اي قرار دهند كه من متوجه شدم و توي دهنشان زدم.

حاج احمدآقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمق‌هايي كه مي‌گويند آقاي خامنه‌اي نبايد رهبر شود، گفت «پس چه كسي؟» اگر نظر آن‌ها بر روي فلاني است، او كه حتي توانايي اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به يك مملكت.

همچنين ايشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظري، يعني سال 1365، سران قواي سه‌گانه كشور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقاي منتظري نيز با امام راحل(ره) ملاقاتي داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند كه يك‌دفعه امام خميني برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتي وارد اتاق مي‌شود.

بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در اين جلسه خود ايشان، ميرحسين موسوي با منصب نخست‌وزيري، موسوي اردبيلي رئيس قوه قضاييه، هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس و آيت‌الله خامنه‌اي نيز با سمت رياست جمهوري حضور داشتند.

امام(ره) با ناراحتي تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظري به درد رهبري نمي‌خورد، مجلس خبرگان رأي بر شايستگي او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولي امروز به صورت صريح اين سخن را تكرار مي‌كنم.

در آن وضعيت سكوت عميقي در جلسه حاكم شد كه آيت‌الله خامنه‌اي با طرح اين سئوال كه پس چه كسي عهده‌دار رهبري شود؟ سكوت را شكستند كه در همين لحظه امام بدون كوچك‌ترين مكثي انگشت اشاره را به سوي حضرت خامنه‌اي گرفتند و گفتند: «خود شما، مگر شما از ديگران چه كم داريد؟»

وي گفت: سكوت بيشتر شد تا حدي كه نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبري خطاب به امام گفتند: «اين مسئله كه شما مي‌فرماييد موضوع جديدي است، بنده مي‌خواستم شما به اعضاي اين جلسه حكم ولايي كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زماني كه خود شما حكم بفرماييد.» امام نيز اين حكم را كردند.

من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچك‌ترين قدمي را عليه رهبري و بر خلاف رهبري و حتي بر خلاف ميل رهبري بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي‌شويم... به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.(به نقل از آيت‌الله خزعلي)

مرحوم حاج احمد آقاي خميني مي‌فرمودند: بر خود واجب مي‌دانم شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي، نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آنجا بود، من از زبري فرش به موكت پناه بردم.

در ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با حاج احمدآقاي خميني داشته‌اند، ايشان مي‌فرمايد: حضرت امام بارها از جناب‌عالي به‌عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند.

آیت الله حسن زاده آملی


آیت الله حسن زاده آملی: علامة عظيم‌الشأن حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم.

ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج). راهي كه حسن‌زاده در پيش دارد، خاك آن توتياي چشم طباطبايي. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه يكي از كتاب‌هاي خود خطاب به حضرت آقا مي‌نويسد: با سلام و تحيت خالصانه و ارائه ارادت بي پيرايه و درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولي وفي و رائد سائس حفي، مصداق بارز «نرفع درجات من نشاء» تقديم مي‌گردد و عرض مي‌شود «يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه» دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.

شهید آیت الله مطهری


شهید آیت الله مطهری: سيدعلي خامنه‌اي از نمونه‌هاي ارزنده‌اي است كه براي آينده موجب اميدواري است. من از اخلاص آقاي خامنه‌اي تعجب مي‌كنم، ايشان هيچ به دنبال خودنمايي نيست كه بخواهد خودش را مطرح كند و خودش را نشان بدهد، من در جريان كميته استقبال از حضرت امام بيشتر به تقواي ايشان پي بردم.(به نقل از همسر شهيد مطهري)

شهيد مطهري در پنجم بهمن 1353 به تجليل از شخصيت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي پرداخته است. آيت‌الله خامنه‌اي در آن زمان توسط شهرباني استان خراسان بازداشت شده بود. در گزارش ساواك آمده است: «مطهري در محل دانشكده الهيات دانشگاه تهران، ضمن اظهار تأسف از بازداشت سيدعلي خامنه‌اي اظهار داشته: ما كمتر نمونه ارزنده چون [آيت‌الله]خامنه‌اي داريم و اين نيروها هم بايد با اين‌گونه هدر روند و گوشه‌هاي زندان تلف گردند. مطهري پس از ستودن [آيت‌الله]خامنه‌اي او را از عوامل مؤثر در روشن كردن افكار اجتماع دانسته است...»

آیت الله صدوقی


آیت الله صدوقی: در سال 56 به اتفاق آقاي صدوقي و تعدادي از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به افرادي كه در تبعيد هستند، سري بزنيم. چون مقام معظم رهبري به ايرانشهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رسيديم. به امامت آقاي صدوقي نماز مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر، كفش‌هاي خوبي توليد مي‌شود، لذا تصميم گرفتم به بازار بروم و يك جفت كفش بخرم. كارم يك الي دو ساعت طول كشيد. به خانه آقاي خامنه‌اي تلفن زدم كه ديگر آقاي صدوقي و آقاي خامنه‌اي براي صرف غذا منتظر من نباشند و شام را ميل كنند. وقتي برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقاي صدوقي به من گفت: «ماشاءالله، ماشاءالله اين آقاي سيد‌علي آقا خيلي مُشت‌شان پر است.» صبح روز بعد رفتيم چابهار براي زيارت آقاي مكارم؛ در اين فاصله، اسم آقاي خامنه‌اي از دهان آقاي صدوقي نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.

بعد از زيارت آقاي مكارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتي استراحت كنيم. ايشان گفت من مي‌خواهم برگردم پيش آقاي خامنه‌اي و بعد حدود دو ساعتي با هم بحث كردند. از لحاظ علمي آقاي خامنه‌اي، مورد تأييد صددرصد آقاي صدوقي بود.

در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندرعباس اختلافي در گرفت. آقاي صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: «تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي آقاي خامنه‌اي» پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي رسيده‌اند؟ آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: «بله كه آيت‌الله‌ هستند.»(حجت‌الاسلام راشد يزدي)

نویسنده : گمنام    نظرات :

سلام دوستان. خودتان بهتر از بنده میدانید که در دنیای اسلام این چند وقت چه میگذرد.

دیکتاتور مصر فرار کرد. دیکتاتور تونس فرار کرد. قذافی در لیبی به کشتار مردمش میپردازد. در بحرین هم عربستان و امارات به همراه خود حکومت بحرین به سرکوب و کشتار مردم ادامه میدهد.

اما موضوع مهم بحرین است. یک کشور با اکثریت شیعه که به دست وهابیون به خاک و خون کشیده میشوند.

واقعا چقدر این عربستان بدبخت است که هر دستوری صاحبان غربی اش میدهند با کله میدود و اوامرشان را انجام میدهد!

چرا آمریکا خودش مستقیما وارد عمل نشد و از پایگاه نظامی اش در بحرین دفاع نکرد؟! چون میداند اگر این کار را انجام دهد تمام مسلمان ها بر علیه اش قیام خواهند کرد. در عوض به عربستان و امارات چراغ سبز نشان داد تا هیچ اعتراضی متوجه اش نشود و بتواند در صورت امکان بهره های دیگری هم ببرد.

حال این بهره های دیگر چیست؟

بحرینی ها که اکثرا شیعه هستند و عربستانی ها هم که سنی وهابی هستند، آمریکا این کار را کرد تا بتواند با این کار فتنه مذهبی در اینجا بپا کند و در صورت امکان بتواند ایران را وارد جنگی با این به اصطلاح مسلمانان کند. از طرفی اکثر رسانه های خارجی و متاسفانه بعضی از خبرگزاری های داخلی از جمله تابناک، رجانیوز و... میگویند ایران ممکن است وارد جنگ با عربستان و دفاع از شیعیان بحرین شود. بعضی از شیعیان بحرین هم نامه ای به مقام معظم رهبری نوشته اند و آن را رسانه ای کرده اند. حال سوال این است چرا رسانه ای؟!

متاسفانه خیلی از وبلاگنویسان ارزشی ما هم بدون هیچ فکری اقدام به انتشار این نامه ها و تحلیل ها میکنند.

آمریکا باید بداند که رهبر تیزهوش و سیاستمداران خبره ما هیچ وقت دچار بازی ها و ترفندهای بچه گانه آنها نمیشوند.

حال سوال اینجاست ایران وارد هیچ عملی نمیشود تا عربستان بیخ گوش ما شیعیان را بکشد و برای ما تبدیل به یک شاخ بشود؟

جواب این است اولا عربستان و امارات تا کی میتوانند در بحرین بمانند؟ یک هفته، دو هفته، یک ماه... آخرش که چی بالاخره باید بروند و دوباره آش همان آش و کاسه همان کاسه.

دوما باشد که روزی برسد تاسیسات نفتی عربستان و مزدوران آنها با آموزش ها و تجهیزات ایران به دست خود مردم بحرین نابود شوند. یعنی اینکه ما غیرمستقیم قدرت را به آنها نشان میدهیم.

نویسنده : گمنام    نظرات :
امام و شواردنادزه وزیر امور خارجه شوروی

درخصوص ماجرای حضور شواردنادزه در جماران برای ابلاغ پاسخ نامه گورباچف ،احمد آقا گفت امام حاضر نیستند به استقبال شواردنادزه بیایند.ایشان بنا داشتند آقای جوادی آملی همراه شواردنادزه وارد اتاق شوند و امام هم به احترام جوادی آملی از جایشان بلند شوند. ما اینطور پیش بینی کردیم که برویم اتاق دیگری تا امام وارد اتاق شوند. همینطور هم شد؛ما فکر می کردیم امام با لباس رسمی وارد می شوند، اما چند دقیقه قبل از تشریف فرمایی ایشان، حاج احمد آقا گفت امام حاضر نیستند لباس رسمی بپوشند. ما غافلگیر شدیم.تا اینکه دیدیم امام با شب کلاه و دمپایی وارد اتاق شدند و پس از نشستن، چادر شب روی پاهایشان انداختند.نگاه امام بسیار نافذ بود،شواردنادزه به پت پت افتاده بود،پس از رفتن امام شواردنادزه به من گفت من در مقابل نگاه های امام بی پناه بودم.


7 اسفند 1367 وزیر خارجه شوروی به دیدار امام خمینی رفت. حدود 56 روز از ارسال پیام امام خمینی به میخائیل گورباچف (آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی) گذشته بود که وزیر امور خارجه این کشور به تهران وارد شد. وی به جماران رفت تا پیام گورباچف را به استحضار امام برساند. امام خمینی در 11 دی ماه 1367 پیامی به گورباچف فرستاد و ضمن تبیین برخی مسائل و پیش بینی شکست کمونیسم ، رهبر اتحاد جماهیر شوروی را به پذیرش اسلام دعوت کرد. اکنون وزیر خارجه و نماینده ویژه بزرگ ترین ابرقدرت شرق در راس هیات بلندمرتبه ای در جماران حاضر شده بود تا پیام گورباچف را که در پاسخ به پیام امام خمینی بود در اختیار رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران قرار دهد...

 
در آن زمان، وزیر امور خارجه ایران دکتر علی اکبر ولایتی بود. وی جریان دیدار وزیر خارجه شوروی (ادوارد شواردنادزه) با امام خمینی را چنین شرح می دهد: امام خمینی قبل از این که نامه تاریخی خود را به آقای گورباچف بنویسند، مشورت هایی با وزارت امور خارجه انجام دادند. امام خمینی در مسائل کلان و مهم کشور اهل مشورت بودند. تصمیم اولیه کار از جانب خود امام خمینی بود اما مشورت هایی هم انجام شد و من در جریان مشورت ها بودم.

بالاخره امام به این تصمیم رسیدند و نامه ای خطاب به آقای گورباچف نوشتند. آقای گورباچف به نامه امام خمینی پاسخ دادند. پاسخ آقای گورباچف را آقای ادوارد شواردنادزه به تهران آورد. به ما خبر دادند و ما خدمت امام منتقل کردیم، قول و قرارها گذاشته شد و به اتفاق آقای شواردنادزه رفتیم منزل امام؛ همان منزلی که امام در آن سکونت داشتند. از حیاط پشت حسینیه جماران که وارد اتاق امام شدیم، آقای شواردنادزه ننشست.
اصولا پروتکل روس ها و اروپای شرقی این بود که اگر وارد می شدند در اتاقی یا سالنی واگر کسی قرار بود از آنها استقبال کند، اینها نمی نشستند تا میزبان وارد شود. معمول این است که می نشینند تا میزبان وارد شود، اما پروتکل روس ها و اروپای شرقی خلاف این آداب بود. آقای شواردنادزه و همراهان وقتی وارد اتاق امام شدند، ننشستند و ایستادند. ایستاده منتظر ماندند تا امام بیاید. در همین حین حاج عیسی که چای می آورد، یک سینی چای آورد. آقای شواردنادزه و هیات همراه همین طور ایستاده و سرپا چای را از سینی برداشتند و نوشیدند. در این فاصله امام وارد شدند. امام لباس رسمی روحانیت به تنشان نبود. شب کلاه به سر داشتند. تصویر تلویزیونی اش وجود دارد. رسم امام این بود که در اتاق خودشان بدون عبا وارد می شدند. آن روز هم بدون عبا و عمامه وارد شدند و یک سره رفتند روی کاناپه نشستند. به هیچ وجه هم به آقای شواردنادزه و دیگران نگاه نکردند. این کار امام برای آقای شواردنادزه خیلی جدید و بدیع بود. امام نشستند. مرحوم حاج احمد آقا به من اشاره کردند که بگویید بنشینند و مطلبشان را بگویند یا بخوانند. من به آقای شواردنادزه موضوع را انتقال دادم. آقای شواردنادزه شروع کرد به خواندن نامه.
البته بعد از مختصر تعارفات.
هنوز نامه آقای گورباچف به امام خمینی به پایان نرسیده بود که امام فرمودند: ایشان (آقای گورباچف) جواب من را ندادند. قریب به این مضمون خیلی کوتاه.
بعد هم تشریف بردند. آقای شواردنادزه همه آن صحنه (هم کلیتش و هم اجزایش) برایش جدید و غریب بود. با هیچ پروتکل مرسوم امروز دیپلمات ها سنخیت نداشت.
به نظر من امام خمینی خیلی حساب شده این برخورد را کردند. به هیچ عنوان به آقای شواردنادزه نگاه نکردند، هیچ اعتنایی نکردند. سر به پایین آمدند و رفتند. آقای ادوارد شواردنادزه وزیر خارجه یکی از ابرقدرت های آن روز جهان بود. اما امام خمینی جوری برخورد کرد که گویی ما ابرقدرت هستیم و آنها یک کشور جهان سومی هستند. این تحلیل برخورد امام از نظر من بود. آن متانت و سناریوی برخورد با آقای شواردنادزه که خیلی حساب شده و دقیق و ظریف بود. من این توضیحات را می دهم تا خواننده تصور نکند که امام با تکبر برخورد کرد. برخورد امام طوری بود که آقای شواردنادزه را به تکریم و احترام و کرنش و تواضع وادار کرد. مثال می زنم شما وقتی به حضور یک عارف یا سالک می رسید، خود به خود به او احترام و تکریم می کنید. ادوارد شواردنادزه نیز چنین مساله ای برایش پدید آمد. امام واقعا یک عنصر عارف و سیاستمدار بودند. امام از زمان مشروطه تا انقلاب اسلامی کاملا در سیاست غوطه ور بود و شاهد بسیاری از جریانات تلخ و شیرین حکومت های مختلف و مسائل اجتماعی سیاسی مردم بود و یک آدمی بود با مقام معرفتی و عرفانی و حکمی بالا و با هوشمندی فوق العاده و آشنا به زیر و بم مسائل سیاسی کشور. آقای ادوارد شواردنادزه بعد از رفتن امام واقعا مدت طولانی بهت زده بود و نمی دانست چه کار بکند و انسجام رفتاری خودش را از دست داده بود. گاردش باز شده بود. چون رفتار امام را پیش بینی نکرده بود، بنابراین تا مدتی واکنش او واکنش وزیرخارجه ابرقدرت اتحاد جماهیر شوروی نبود.... اصل سخنان امام خمینی در پاسخ به سخنان وزیر خارجه شوروی و پیام گورباچف، چنین است:

به ایشان (گورباچف) بگویید که من می خواستم جلوی شما یک فضای بزرگ تری باز کنم.
من می خواستم دریچه ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محوراصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.
نویسنده : گمنام    نظرات :
مقام معظم رهبری در کوهنوردیمعمولا معظم له صبح ها به کوه می روند و نماز را هم همانجا می خوانند. کوهنوردی از برنامه های مورد توجه آقاست . یک روز که مقام معظم رهبری به کوه های اطراف تهران رفته بودند ، با دختر و پسری دانشجو برخورد می کنند که به لحاظ ظاهری وضع مناسبی نداشتند و تصور می کردند که آقا دستور دستگیری آنها را خواهد داد. ولی برخلاف تصور آن دو ایشان با آنها احوالپرسی کردند و از شغل و فامیل بودن آنها نیز سوال کردند. پسر وقتی با خلق زیبای آقا مواجه شد ، واقعیت را گفت که ما دوست هستیم. آقا ابتدا درباره ورزش و مزایای آن با آن دو صحبت کردند و بعد هم فرمودند:"بد نیست صیغه محرمیتی درمیان شما برقرار شود وشما باهم ازدواج کنید" و به آنها پیشنهاد دادند که :" اگرمایل بودید در فلان تاریخ بیایید ،من آمادگی دارم که شخصاً عقد شما را بخوانم. "آن دو خداحافظی کردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر ایشان رسیدند.

آقا عقد آنها را جاری کردند وبا برخورد کریمانه مقام ولایت، این دوجوان تغییر مسیر دادند و آن دختر غیر محجبه به یک دختر محجبه و معنوی و آن پسر دانشجو به یک جوان مذهبی مبدل شدند.

نویسنده : گمنام    نظرات :
مشایی و احمدی نژاد

((نفي انسان را براي انسان و حتي نفي انسان را براي خدا غلط و نادرست مي دانم! در برخي جاها انسان براي خدا نفي مي‌شود كه به نظر من اين انحراف است و در مكتب ايران (!) انسان براي خدا هضم نمي‌شود! ))

((مشايي پيش از اين اعتراف كرده بود كه اگر مديرمسئول روزنامه كيهان را در دادگاه محكوم نكند مسلمان نيست. اما دادگاه مدير مسئول كيهان را در برابر شكايت مشايي تبرئه كرد تا نامسلماني مشايي (به اعتراف خودش) اثبات شود))

((اگر يافتيد جايي را كه خدا تكريم شده اما انسان تكريم نشده، بدانيد آن خدا همان خدا نيست و به اين مسئله يقين داشته باشيد و ترديد نكنيد! ))

((باور دارم واژه ايران ذكر است!‌ شما در ذكر دنبال چه چيزي هستيد. ذكر واژه مرتبط با روح مؤمن است و به جهان درون باور كردن ارزش‌هاي متعالي انسان مرتبط است.))

(( ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست؛ اين افتخار است. البته ما دشمن داريم و ناجوانمردانه‌ترين دشمني‌ها در دنيا به ملت ايران صورت مي‌گيرد. ما مردم آمريكا را از برترين ملت‌هاي دنيا مي دانيم. ))

اینها قسمت کمی از اظهارنظرهای عجیب جناب اسفندیار رحیم مشایی، سوگلی رئیس جمهور بود. ایشان در جدیدترین اظهارنظرشان هم، هدف دولت را مکتب ایران و نه مکتب اسلام دانست. چرا که برداشت های مختلفی از اسلام میشود.

این سخنان جناب مشایی واکنش شخصیت هایی چون آیت الله سید احمد خاتمی، آیت الله یزدی، آیت الله سید احمد علم الهدی ،آیت الله سیدهاشم حسینی بوشهری، آیت الله عباس کعبی، سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی ،اصولگرایان و مجلس را در پی داشت.

مشایی و احمدی نژاد

متاسفانه جناب آقای احمدی نژاد هم روز شنبه ۱۶ مرداد ۸۹ در همایش مدیران استانی آموزش و پرورش فرمودند: ((ایران یک مکتب، فرهنگ و یک راه است))

اگر از بعد ملی گرایی نیز به این کلام بنگریم یاد پاسخ امام (ره) می افتیم:

«ملي گرايي اساس بدبختي مسلمين است براي اينكه اين ملي گرايي ملت ايران را در مقابل ساير ملت هاي مسلمين قرار ميدهد . . . اسلام آمده است كه تمام نژادها با هم باشند. هيچ كدام بر هيچ كدام تفوّق ندارند . . . نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و ترك . . . فضيلت يا تعهد است يا تعهد به اسلام (صحيفه نور/ج۱۲/ص۸۷) جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نميشناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه بياندازيم.» (پيام قطعنامه ۵۹۸)

لازم به ذکر است که پس از حوادث بعد از انتخابات ۸۸ و آن همه هزینه که برای نظام و انقلاب برداشت، آقای احمدی نژاد با آگاهی به گاف های قبلی مشایی وی را به سمت معاون اولی خود برگزید که با واکنش بزرگان نظام و حتی مقام معظم رهبری مواجه شد:

انتصاب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است. لازم است انتصاب مزبور ملغی و كان لم يكن اعلام گردد. سيدعلی خامنه‌ای - 27 /4/ 88

آقای احمدی نژاد هم بعد از اینکه یک هفته پاسخ به نامه رهبری را به تعویق انداخت ،با انتشار و رسانه ای شدن نامه رهبری مجبور به کنارگذاشتن مشایی از سمت معاون اولی ریاست جمهوری شد. ولی در عوض سمت های ۱- مشاور ارشد رئيس جمهور، ۲- رياست دفتر رئيس جمهور، ۳- رياست نهاد رياست جمهوري، ۴- قائم‌ مقامي رئيس جمهور در امور ايرانيان خارج از کشور، ۵- نمايندگي ويژه رئيس جمهور جهت تصميم‌گيري در مورد نحوه اجراي اختيارات هيات وزيران در امور نفت، ۶- رياست شوراي هماهنگي مناطق آزاد و ويژه اقتصادي ، ۷- رئيس گروه مشاوران جوان رياست جمهوري و.... را به او بخشید!!!


عکس حجاب شرکت کنندگان در مراسم ایرانیان مقیم خارج کشور 1

عکس حجاب شرکت کنندگان در مراسم ایرانیان مقیم خارج کشور ۲

عکس حجاب شرکت کنندگان در مراسم ایرانیان مقیم خارج کشور 3

تصویر دعوتنامه رسمی از هوشنگ امیر احمدی ضد انقلاب خارج نشین برای شرکت در مراسم فوق الذکر

نویسنده : گمنام    نظرات :

چندیست، وقتی وارد بعضی وبلاگهای ارزشی میشویم با این پیغام مواجه میشویم:

فیلترینگ بلاگفا

آقای شیرازی مدیر بلاگفا چندی پیش شروع به حذف بعضی از وبلاگهای ارزشی ، مدافع ولایت و انقلاب کردند و با این توجیه که منظور شما کدام وبلاگ ارزشی است؟ به کار خودشان ادامه دادند.

در جوابیه آقای شیرازی آمده است:((در روزهای اخیر چند وبلاگ به دلیل تخطی از قوانین استفاده از خدمات سایت و انتشار مطالب توهین آمیز و غیرقانونی مسدود شدند. ))

آقای شیرازی ما نمیدانستیم که حمایت از ولایت و انقلاب یا انتشار مطالب مخالف یا حتی کاریکاتور فتنه گران و اغتشاش گران مطالب توهین آمیز و غیر قانونی است. همان کسانی که هیچ قانونی سرشان نمیشود و از هیچ توهینی به ما و به ولایت فروگذار نمیکنند. بهتر است به سایتهای سحام نیوز، قطره،کلمه و... یک سری بزنید.

در جای دیگری فرمودید:((تعداد کل وبلاگهای مسدود شده توسط ما در این مورد کمتر از ده وبلاگ است و اگر پنج یا شش وبلاگ مسدود شده  از دیدگاه خبرنگار فارس تعداد قابل توجهی از وبلاگهای جبهه انقلاب هستند که با این حساب کل وبلاگهای جبهه انقلاب نباید عدد قابل توجهی باشد و با این دید که میلیونها وبلاگ فارسی وجود دارند باید پرسید که آیا این خبر فارس به نوعی تحقیر وبلاگهای جبهه انقلاب اسلامی نیست؟ ))

اولا آقای شیرازی خودتان بهتر میدانید که رقم حذف شده ها از این چیزها فراتر میرود. دوما موضوع وجهه عمومی عمل شماست که موجب دلسردی و کوچ وبلاگنویسان ارزشی یا همان جبهه انقلاب شما میشود. کسانی که زحمت بسیاری برای وبلاگ خود کشیده اند حال با چند کلیک شما به کلی حذف میشوند.

آقای شیرازی میروید برای ما کامنت های وبلاگ دوئل را میگذارید. مگر ما کامنت های وبلاگ خود شما را که با تایید شما گذاشته میشوند ندیده ایم؟ خوب است نگاهی به نظر پست های فیلتر شدن بلاگفا، هدیه روز تولدم - واقعیت تلخ - مدیر بلاگفا بازداشت شد بیاندازید که چقدر به نظام تاخته اند و شما حتی از وظیفه قانونی خودتان سر باز زده اید و عامدا این نظرات را تایید کرده اید.

دوست دارید چند نمونه اش را برایتان بگویم؟!

           ((ابراز تاسف برای حکومتی ها باید عرض کنم این مملکت کجا درست ادای وظیفه میکنند آدمهاش که قاضی هاش درست انجام بدن

           این چیزها توی دولت بی قاعده ایران عادیه زیاد خودتونو ناراحت نکنید چند وقت دیگه ولش می کنن می گن و با یه ببخشید سر قضیه رو هم میارند

           پشت این شب سیاه روز سپیدی است. اندکی صبر ان هم پیدا گردد

           متاسفم ایرانه دیگه!

           اقا نکنید این چنین با جوانان این مملکت خدا سنگتان می کند وای بر شما

           آخه قاضی و چه به اینترنت که الکی واسه خودش حکم می ده

           الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم))

یک پست دیگر با نام ((روند فیلترینگ در وبلاگها اثر بدی میگذارد)) هم بود که فکر میکنم آن را پاک کرده باشید. خودتان که نظرات آن پست را خوانده بودید؟!

شما که خودتان مخالف فیلترینگ هستید دیگر چرا؟! حال گیریم فیلترینگ وبلاگهای با محتوای مجرمانه با فشار دستگاه های دیگر به شما صورت میگیرد. فیلترینگ وبلاگهای ارزشی با چه فشاری صورت میگیرد؟! آیا این کار شما مقابله به مثل علیه نظام و دستگاه های قضایی نام نمیگیرد؟! این کار شما حمایت از سران فتنه نام نمیگیرد؟!! چرا شما خودتان را وکیل وصی آبروی از دست رفته اغتشاش گران قرار میدهید.

باز میگویید چرا به ما برچسب فلان میزنند. خوب برادر من خودت، خودت را در معرض تهمت و برچسب قرار میدهی!

گیریم به قول شما کسی که موضوع طنزی درباره سران فتنه گذاشته کار غیرقانونی کرده، وبلاگ مبارز کلیپ، کمال الملک و... که تنها به تهیه کلیپ های واقعی میپرداختند گناهشان چه بود؟

آیا کسی که بگوید ((بلاگفا را تحریم کنیم)) کار غیرقانونی کرده؟ دوست دارید با چنین کارهایی که از شما سر زده، هیچ عکس العملی از خودشان نشان ندهند؟ مگر خود وبلاگ نویسان عقل ندارند، اگر با کارهای شما مخالف باشند از بلاگفا کوچ خواهند کرد اگر نباشند هم خواهند ماند.

شما که در جستجوی وبلاگهای جبهه انقلاب اینقدر متبحر هستید که با گذاشتن کوچکترین مطلب علیه بلاگفا آنها را پیدا و حذف میکنید بهتر است وبلاگهای ((سلطنت طلبان، مخالفین نظام (توهین کنندگان)، اغتشاش گران و...)) را هم سرچ کنید. مطمئن باشید که تعدادشان خیلی بیشتر از وبلاگهای ارزشی است و آزادانه دارند در بلاگفا فعالیت میکنند. کدام وظیفه قانونی شماست؟!

جناب آقای شیرازی از همه مطالب بالا که بگذریم این کار شما واقعا جای سوال دارد.

چرا شما قالب و مطالب بعضی از وبلاگ ها را ریست و پسورد آن را عوض میکنید؟ چرا لینک هایی که با نام سیستم پلاکفا هستند اصلا ثبت نمیشوند؟ برای اینها چه جوابی دارید آقای شیرازی؟!

در آخر، بهتر نیست آقای شیرازی به جای اینکه به این حاشیه ها بپردازید و خودتان را درگیر مسائل پوچ کنید کمی امکانات بلاگفا را افزایش دهید؟ آیا تا به حال سری به میهن بلاگ یا وردپرس زده اید؟!

                                                                                                             موفق باشید

نویسنده : گمنام    نظرات :
تصویر فعلی و جوانی باراک اوباما

آیا میدانید بالاترین مقام ایالات متحده آمریکا کیست؟

تا به حال فکر کرده اید چرا رئیس دیوان عالی فدرال، رئیس مجلس نمایندگان یا ریاست جمهوری آمریکا وقتی میخواهند رای بیاورند باید حمایت و پایبندی همه جانبه خود را از اسرائیل اعلام کنند؟

چرا آمریکا سالیانه به غیر از کمک های نظامی، تنها ۳ میلیارد دلار علنا به اسرائیل کمک میکند(به غیر از کمک های غیر علنی که خیلی بیشتر ازاینهاست)؟

چرا هر وقت در سازمان ملل و شورای امنیت بحث جنایات اسرائیل پیش می آید آمریکا سریعا وتو میکند؟

چرا با اینکه اسرائیل اینقدر برای آمریکا هزینه بردار است باز هم حمایت آمریکا را پشت خود دارد؟

آیا آمریکا از اسرائیل می ترسد یا قدرت نظامی اش از اسرائیل کمتر است؟

حال بیایید کمی در حوزه خود آمریکا سیر کنیم:

آمریکا کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشنگتن دی سی است. آمریکا سومین کشور پرجمعیت و چهارمین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع‌ترین کشور جهان شناخته می‌شود. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.

ایالات متحده آمریکا پس از حضور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، قدرت اثرگذاری خود در جهان را گسترش داد. آمریکا به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل در آمده ‌است و از بنیانگذاران پیمان نظامی ناتو محسوب می‌شود. و پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد به عنوان یک ابر قدرت منحصر به فرد درآمد.

کشوری که در تمام دنیا برای خودش جای پایی درست کرده و عقاید خود را بر دیگر کشورها تحمیل و در مسائل خصوصی آنها دخالت میکند و خود را منجی دنیا معرفی مینماید.

حال سوال اینجاست چرا آمریکا از اسرائیل حساب می برد؟

زیرا اقتصاد آمریکا وابسته به ابر شرکت های صهیونیستی است. و در واقع این راکفلرها، نیکسون ها و در مرحله بالاتر صهیونیست ها هستند که آمریکا را اداره میکنند. و اوباما (یا هر رئیس جمهور دیگر) در حقیقت عروسک خیمه شب بازی ای بیش نیست که توسط صهیونیست ها هدایت میشود.

اگر زندگی نامه اوباما را بخوانید در میابید در طول زندگی به طرز مشکوکی به سمت مسائل سیاسی سوق پیدا میکند و در آخر در زمان انتخابات ریاست جمهوری ناگهان چهره شناخته شده ای میشود و در مورد جنگ عراق و افغانستان و بحران مالی در مجلس سنای آمریکا نظریه میدهد و خیلی از کارها را بر عهده میگیرد.

مستند اوباما ساخته ديويس گوگنهايم، مستندساز آمریکایی برنده جايزه اسکار این مسائل را به دقت واکاوی میکند و نشان میدهد اوباما چطور از پیش برای ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شده بود.

حتی سخنرانی های اوباما کاملا از پیش ساخته و اولتیماتوم های اربابان اوست *(1).

خود باراک اوباما نیز اعتراف کرده است که تحت فشار است. چون میداند اگر از حیطه ای که برایش مشخص شده فراتر رود به سرنوشت جان اف کندی دچار خواهد شد.

 جان اف کندی (John Fitzgerald Kennedy) سی و پنجمین رئیس جمهور آمریکا بود که با مسئله هسته ای شدن اسرائیل مخالفت کرد. سازمان جاسوسی اسرائیل (موساد) در 22 نوامبر 1963 وقتی کندی سوار ماشین روباز خود بود، توسط چند گلوله وی را به قتل رسانید و آب از آب تکان نخورد. گویی اصلا کندی ای وجود نداشته است. پلیس آمریکا ساعت 23:30 همان روز اعلام کرد (لی هاروی اسوالد) قاتل کندی است. اسوالد مدعی شد که قتل کار او نبوده و دارند از او به عنوان طعمه استفاده میکنند. ولی اسوالد دو روز بعد مشکوکانه به قتل رسید تا صدایش بلند نشود و دادگاه تنها اسوالد را قاتل کندی اعلام کرد و پرونده قتل کندی بسته شد. چند روز بعد ((لیندون جانسون)) به عنوان ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد. کسی که پایبندی بیشتری به مسئله اسرائیل داشت.

همچنین اکثر ساختمان های معروف آمریکا و نمادهای آنها بر اساس تفکرات فراماسونری و صهیونیستی بنا شده اند *(2) 

از شرکت‌های معروف سرمایه داران اسرائیلی می‌توان به کوکاکولا، پپسی ، نستله، اینتل و نوکیا اشاره کرد که به غیر از نستله که در سوئیس و نوکیا که در فنلاند واقع شده مابقی در آمریکا فعالیت میکنند.

حال فهمیدید بالاترین مقام آمریکا چه کسی است و چه کسی آمریکا را میچرخاند؟

 

*(1): دانلود کلیپ سخنرانی اوباما                حجم: ۸۲۱ کیلوبایت

در این کلیپ اوباما سخنرانی خود را از قبل روی نوار ضبط کرده و دارد جلوی مردم فقط ادا در می آورد که ناگهان او از لب زدن باز می ایستد ولی نوار همچنان ادامه میدهد.

*(2): عکس ها و مستندات آثار و علامت های صهیونیست ها و ماسون ها در آمریکا:

یک دلار آمریکا با علامت های ماسون ها و ستاره داوود

نشان دادن علامت ماسون ها توسط شخصیت های غرب و متحدان آمریکا

نشان ماسون ها توسط اولمرت نخست وزیر اسرائیل

واکاوی نشان ماسون و صهیونیست در وسط دلار آمریکا

سازه پنتاگون، وزرات دفاع آمریکا

مجسمه جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا

نقشه شهر واشنگتن دی سی پایتخت آمریکا که از وصل کردن میادین اصلی آن به یکدیگر علامت های ماسون ها و صهیونیست ها پدیدار میشود.

حال در میابیم دجال آخر الزمانی که پیامبر و ائمه میفرمودند که یک چشم دارد(علامت ماسون ها)، اندازه قدم های او فرسخ هاست(آمریکا در تمام کشور های دنیا برای خود جای پا دارد)، صدایش را تمام دنیا میشنوند(رسانه های ماهواره ای)، خیلی روی زمین فساد میکند(کشتار و فساد آمریکا)، خیلی طرفدار پیدا میکند مگر مومنان(طرفداران آمریکا) چیست. برادران ظهور نزدیک است.

نویسنده : گمنام    نظرات :
من کنت مولاه فهذا علی مولاه

شیعه پاسخ میگوید یکی از تالیفات اعتقادی مرجع عالیقدر جهان اسلام، آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته) میباشد، که در آن سعی شده است با لحنی شیوا و روان و با استفاده از مدارک و مستندات اهل سنت و شیعه به پاسخگویی در مورد احکام و تفکرات شیعه و شبهات اهل سنت بپردازد.

توصیه من به همه مسلمانان به خصوص اهل سنت این است که این کتاب را به دقت و بدون نظر شخصی و تعصبات بیجا مطالعه کنند و پس از مطالعه، به کتب خود (که در این کتاب منابع آن نام برده شده) رجوع کنند تا صدق مدعای ما بر آنها ثابت شود.

اکثر منابع استفاده شده در این کتاب، منابع معتبر اهل سنت میباشد.

شما میتوانید کتاب را در لینک زیر بصورت موضوعی مطالعه فرمائید:

http://www.irleader.ir/page/shiaandsunny.aspx

((با آرزوی وحدت و قدرت روزافزون جهان اسلام))

نویسنده : گمنام    نظرات :

فتنه سبز 29 سال پیش در ساعت 7 و 21 دقیقه هفتم تیرماه سال 60 با یک انفجار سریع 72 تن از بهترین شخصیت‌های ارزنده انقلاب شامل اعضای هیأت دولت، نمایندگان مجلس و اعضای حزب جمهوری اسلامی و در رأس آنها شهید آیت‌الله دکتر بهشتی از این جهان پر کشیدند تا انقلاب نوپای اسلامی که طی دو سال و نیم از عمر خود با شهادت بسیاری از بزرگانش مواجه شده بود، این‌بار با شهادت یکباره این انسان‌های وارسته و کاردان با خلأهایی عظیم مواجه گردد.

اینکه این حادثه در چه شرایطی رخ داد؟ فاعلان این جنایت چه جریاناتی بودند؟ تشابه فعالیت آنان با عوامل فتنه اخیر چیست؟ موضوعی است که در چند سطر ذیل بدان می‌پر‌دازیم.

انتقام خونین از افشاگران نفاق
به دنبال اختلاف‌افکنی‌های بنی‌صدر و مواضع غلط و جانبدارانه وی از گروهک‌های تروریستی منافقین، مجلس بالاخره تصمیم گرفت در یک اقدام انقلابی وی را از قاموس ریاست جمهوری حذف کند که با رأی نمایندگان به عدم کفایت سیاسی وی در 30 خرداد این امر محقق شد.

این رویداد مبارک سبب شد مجاهدین خلق آن روز سیاست دوگانه خود را کنار گذاشته و علناً مقابل نظام اسلامی قیام مسلحانه اعلام کند.

در شورش عصر 30 خرداد ماه که سازمان فکر می‌کرد می‌تواند کار نظام را یکسره کند با تدبیر نظام و حضور خودجوش مردم، مجاهدین خلق دچار شکست سختی شدند اما این شکست نقطه پایان آنان نبود و گروهک مدافع اسلام ماتریالیستی سعی کرد تمامی افرادی که در افشای چهره نفاق آلود آنان نقش داشتند را حذف کند.
 
بدین‌منظور طرح ترور عوامل اصلی انقلاب ریخته شد و یک به یک این طرح‌ها پیاده شد. در اولین هدف حضرت آیت‌الله خامنه‌ای امام جمعه وقت تهران و نماینده امام در شورای عالی دفاع هدف قرار گرفت که با عنایت الهی این حرکت تروریستی منجر به شهادت ایشان نشد و معظم‌له با کسب مقام جانبازی همچون هدیه‌ای الهی برای ادامه سکانداری انقلاب پس از امام باقی ماند.

هنوز مردم نگران حال امام جمعه محبوب خود بودند که خبر انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، ایران و جهان را تکان داد. حمله‌ای که در آن شهید مظلوم بهشتی و 72 یار وفادارش به فیض عظیم شهادت نائل آمدند. حرکت گروهک نفاق با این حمله نیز متوقف نگردید و طرح‌های آتی نیز بسیاری از ذخایر انقلاب از جمله شهیدان رجایی و باهنر، شهدای محراب و بسیاری دیگر را به شهادت رساندند تا هویت نفاق آلود خود را بیشتر در معرض دید عموم قرار دهند.

تخریب چهره شهید بهشتی در فضای فتنه
در فضای سال‌های 58، 59 و 60 آنقدر فضای تهمت و افترای عوامل نفاق علیه یاران امام و انقلاب سهمگین بود که حتی بسیاری از دلسوزان نظام نیز، نسبت به خادمان انقلاب دچار تردید شده بودند.

شعار معروف «بهشتی بهشتی، طالقانی را تو کشتی» نمونه‌ای از خروار است که حتی مردم کوچه و بازار را نسبت به ایدئولوگ بزرگ انقلاب و مؤثرترین فرد در تصویب قانون اساسی مبتنی بر ولایت فقیه، دچار شک و تردید ساخت.

این غبار عظیم تهمت و افترا وقتی کنار رفت که مردم پیام مهم امام را درباره این شخصیت شنیدند و اینکه «شهید بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام بود».

چرا امام مصون ماند؟
حمله گروهک نفاق به یاران اصلی انقلاب و عدم تعرض آنان به علمدار نهضت یعنی حضرت امام(ره) نه به این خاطر بود که آنان امام را قبول داشتند و مشکل آنان امثال بهشتی و خامنه‌ای و ... بودند، بلکه نوک پیکان حمله آنان سکاندار انقلاب در جماران بود، اما از آنجا که اولاً توان این کار را نداشتند و ثانیاً از واکنش تند مردم نگران بودند، آخرین خیمه انقلاب از تعرض آنان مصون ماند وگرنه این افراد کسانی نبودند که برای رهبر قلب‌های مردم ارزش و احترامی قائل باشند.

بازسازی غبار فتنه 60 پس از سه دهه
انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته و تحولات پس از آن بار دیگر فرصتی دست داد تا منافقین سال 60 به همراه گروه‌هایی که اکنون به آنان پیوسته بودند با موج سواری بر فضای فتنه، اغتشاشات و آشوب موردنظر خود برای در چالش قرار دادن نظام  را پیگیری کنند.
همان مواضع، همان اقدامات ساختارشکنانه بار دیگر تکرار شد تا این‌بار بتوانند مأموریت ناکام مجاهدین خلق سال 60 را با کمک ایادی غرب و شرق کامل کنند و ستون خیمه نظام را به پایین بکشند.

تطابق رفتاری منافقان سال 60 و جریان امروزی نفاق
از اصلی‌ترین شباهت‌های مجاهدین خلق در سال‌های اولیه انقلاب با جریان فتنه امروز این بود که هر دو گروه در تعداد هواداران خود دچار توهم شدند.
منافقان سال 60 فکر کردند با یک فراخوان حامیان در 30 خرداد کار نظام را یکسره می‌کنند و نفاق امروزی نیز در این توهم بود که با تجمعاتی چون 25خرداد، 13آبان، 16آذر و روز قدس نظام تعادل خود را از دست خواهد داد و تسلیم آنان خواهد شد.

دومین شباهت این دو گروه سوار شدن بر غبار فتنه و سوء‌استفاده از فضای شبهه بود. با هجمه تبلیغاتی که هر دو گروه طی چندماه ایجاد کردند، توانستند برخی از افکار عمومی را به سوی خود جلب کنند و جایگاه برخی افراد و نهادها را در ذهن توده‌ها تخریب کنند.

مجاهدین، حزب جمهوری‌ اسلامی را در بیانیه‌‌های کذایی خود «یک حزب ورشکسته برای بورژوازی» دانسته، منافقین جدید نیز ارگان‌های اصلی نظام را مقابل با رأی مردم نشان می‌دادند.

جریان نفاق سال 60 پس از آنکه بنی‌صدر کاملاً از قامت سیاسی نظام حذف شد، برچهره نظام شمشیر کشید.
 نفاق امروزی نیز پس از ناکام شدن کاندیدای خود در انتخابات تمام سعی خود را برای چنگ کشیدن به‌صورت نظام به‌کار بست.

تقابل با ولی‌فقیه زمان نکته اشتراک دیگر این دو گروه است. گروهک منافقین به‌رغم جنایت در گوشه و کنار کشور خواستار دیدار با امام بودند که ایشان فرمودند شما اسلحه خود را کنار بگذارید من خود به دیدار شما می‌آیم، گروهک نفاق امروز نیز با آنکه رهبر انقلاب بارها آنان را به‌حضور پذیرفت و آنان را مورد تفقد قرار داد، اما نمکدان شکستند و تیغ خود را علیه نظام تیز کردند.

مظلوم‌نمایی و کشته‌سازی یکی دیگر از وجوه مشترک این دو جریان است.
هر دو سعی داشتند با سناریوی کشته‌سازی دروغین، مردم را علیه حاکمیت قرار دهند و با مظلومیت‌نمایی برای خود کسب وجهه کنند که این سناریو با آگاهی مردم نقش برآب شد.

شکستن موانع و فاصله‌ها میان جریان‌های درون و خارج نظام وجه مشترک دیگر این دو جریان است.
اگر آن روز این جریان همگی گروه‌های ضدانقلاب را به یاری طلبید، امروز نیز جریان نفاق، تمامی گروه‌های زاویه‌دار با نظام، به همراه رسانه‌های ضدنظام را کمک گرفت تا بتواند حرف خود را به کرسی بنشاند.

افشای ماهیت حقیقی این دوجریان شباهت دیگر رفتارهای این دو جریان است.
اگر پس از ماجرای 7تیر و 8شهریور مردم به ماهیت واقعی جریان منافقین پی بردند، غروب روز عاشورای سال 88 نیز قاطبه مردم ایران فهمیدند که هویت واقعی جریانی که با مصادره نام امام بر روی نظام خنجر می‌کشد چیست و چه طیف‌هایی از آن حمایت می‌کنند.
 
                                                              
                                                                 مرتبط با موضوع های: فتنه سبز  و   یادداشت و تحلیل
نویسنده : گمنام    نظرات :

امام خمینی

بسياري اين روزها از خود مي‌پرسند كه اگر امام (ره) در قيد حيات بودند، با اغتشاشگران كنوني چه رفتاري در پيش مي‌گرفتند؟ عده‌اي هم پيش خود مي‌گويند كه‌ اي كاش امام خميني (ره) امروز زنده بودند و نظر مبارك خويش را درخصوص تحركات پس از انتخابات 88 ابراز مي‌فرمودند و مي‌گفتند كه آيا ادعاي عده‌اي مبني برآنكه اين حركات براي بازگشت انقلاب به خط امام (ره) است، حقيقت دارد يا خير؟ به هر حال اگر امروز امام (ره) در بين ما حضور داشتند، ديگر عده‌اي نمي‌توانستند با دروغ بافي حول محور خط امام، مسيري را طي كنند كه برخلاف آموزه‌هاي آن پير فرزانه باشد. اما واقعيت اين ‌است كه سال‌ها پيش بنيانگذار جمهوري اسلامي به ديار باقي شتافتند و امروز عده‌اي از انقلابيون پشيمان با استفاده از فرصت عدم حضور امام (ره) هر گفته‌اي را با نام امام و ادعاي خط امام به زبان مي‌رانند و با همين معيار تلاش بر‌تحقق اهداف خود دارند. لذا در اين ميان بايد به مردم و مشتاقان خميني كبير يادآور شد كه امروز در اين ديار، اگرچه رهبر كبير انقلاب اسلامي حضور جسماني ندارند و ما از صورت نوراني و صداي دلنواز ايشان محروميم، اما نبايد فراموش كرد كه خط واقعي و كلام امام (ره) همواره زنده و دست يافتني است و صحيفه نور و وصيت نامه امام (ره) براي رهروان ايشان به يادگار باقي مانده و خواهد ماند.

چهره نظام را قبيح جلوه ندهيد

در ميان حوادث و آشوب‌هاي پس از انتخابات سال گذشته يكي از افرادي كه در فتنه‌ها همراه ميرحسين موسوي بود، بعد از مدتي گوي سبقت را از دوستانش ربود و در زمينه‌هاي متفاوت، با نام امام و ادعاي خط امام تهمت‌ها و دروغ‌هايي را به نظام جمهوري اسلامي ايران چسباند. فرياد وي بلندتر از هر صداي ديگري شنيده مي‌شد و ادعا مي‌كرد كه در زندان‌ها به زندانيان تجاوز شده است. اين ادعاي مهدي كروبي البته هيچ گاه به اثبات نرسيد؛ اما با اين وجود او دست‌بردار نبود و براي افزايش آمار جانباختگان حوادث، از كشته‌هايي خبر مي‌داد كه آن موارد نيز دروغ از آب درآمد.

حال ببينيم نظر امام (ره) درباره اين‌گونه افراد چيست؟ نگاهي به صحيفه نور، جلد 8، صفحه 275 تا حدودي ما را با نظر امام راحل در اين رابطه آشنا مي‌كند. ايشان مي‌فرمايند: « امروز همه ما امانتدار اسلام هستيم. اسلام الان سايه افكنده بر سر ما؛ از باب اينكه رژيم سلطنتى مبدل شد به رژيم اسلامى. الان كه اين امانت دست ما آمده است اگر خداى نخواسته ما به اين امانت خيانت بكنيم و اين را در نظر غربي‌ها، در نظر دشمن‌هاى ما، در نظر دشمن‌هاى داخلى و خارجى و آن اشخاصى كه مى‏خواهند اين نهضت را آلوده كنند، ننگين كنند، اگر ما الان يك عملى بكنيم كه بهانه دست اينها بدهيم، ما خيانت به اسلام كرده‌ايم؛ و بايد همه چشم‌هايمان را باز بكنيم.» امام خميني (ره) همچنين در تاريخ 8 خرداد 1358 در جمع روحانيون، پرسنل سپاه پاسداران و اهالي كرج طي سخناني مي‌فرمايند: « اينكه پيش من اهميت دارد اين اموال نيست؛ اين دارايي‌هاى جنايتكاران نيست. اينكه من خيلى به آن اهميت مى‏دهم اين است كه امروز كه جمهورى اسلامى اعلام شده است و مردم ايران را از شرّ آنها، از شرّ رژيم فارغ مى‏دانند و جمهورى را «اسلامى» مى‏دانند، همه اقشار ملت خصوصاً آنهايى كه در رأس كار هستند، خصوصاً روحانيونى كه در رأس كار هستند، اينها جديت كنند به اينكه نبادا خداى نخواسته چهره جمهورى اسلامي به طور قبيح بين مردم وجود پيدا كند.» با اين اظهارات روشنگرانه امام (ره) بايد پرسيد كه آقاي كروبي در اين يك‌سال با مصاحبه‌هايي كه با رسانه‌هاي بيگانه داشت و حرف‌هاي دل آنان را به زبان آورد، واقعاً امانتدار اسلام بود؟ و چه خدمتي به جمهوري اسلامي ايران كرد غير از آنكه چهره نظام را در ميان مردم قبيح جلوه داد؟

روحانيوني كه از حيله‌هاي شيطاني بي‌خبرند

نگاه شيخ سابق اصلاحات فراتر از موارد مذكور هم رفته و در برخي از نامه‌ها و سخنان خود،‌تشابهاتي را ميان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با رژيم ستمشاهي ابراز كرده كه از جمله آن اظهارات مي‌توان به نامه اخير وي به دادستان تهران اشاره كرد. وي در بخشي از اين نامه آورده است: « سؤال من اين است که چطور در زمان شاه خائن وقتي ساواک افرادي را زير فشار و شکنجه مجبور به تمجيد از شاه و اظهار ندامت مي‌کرد اين حاکميت بود که مورد تمسخر ما و مردم قرار مي‌گرفت، اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ايم و توقع داريم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه يک زنداني زير فشار را قبول کنند و اعتراف‌گيران را مورد تمسخر قرار ندهند؟‌» كروبي در برخي اظهارات حتي روزگار رژيم پهلوي را بهتر از اوضاع فعلي مطرح كرد. به طوري كه پس از حرمت شكني روز عاشورا توسط فتنه‌گران، وي ضمن دفاع از حرمت شكنان، به اخبار و اطلاعات كذب استناد مي‌كند و با صدور بيانيه‌اي ابراز مي‌دارد: « در عاشوراي 1342 تظاهراتي عظيم با شعارهايي تند عليه شاه صورت گرفت اما رژيم ستم‌شاهي حرمت عاشورا نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگيري رهبران مبارزه و در رأس آن امام را به روزهاي بعد موکول کرد.» اين گفته‌ها در حالي مطرح است كه امام راحل در بند ج از وصيتنامه خويش آورده‌اند: «و از همين قماش توطئه‌ها و شايد موذيانه تر، شايعه‌هاي وسيع در سطح كشور، و در شهرستان‌ها بيشتر، بر اينكه جمهوري اسلامي هم كاري براي مردم انجام نداد. بيچاره مردم با آن شوق و شعف فداكاري كردند كه از رژيم ظالمانه طاغوت رهايي يابند، گرفتار يك رژيم بدتر شدند! مستكبران مستكبرتر و مستضعفان مستضعف‌تر شدند! زندان‌ها پر از جوانان كه اميد آتيه كشور است مي‌باشد و شكنجه‌ها از رژيم سابق بدتر و غيرانساني‌تر است! هر روز عده اي را اعدام مي‌كنند به اسم اسلام! و اي كاش اسم اسلام روي اين جمهوري نمي‌‌گذاشتند! اين زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و زحمت و گراني سرسام‌آور غوطه مي‌خورند و سردمداران دارند اين رژيم را به رژيمي كمونيستي هدايت مي‌كنند! اموال مردم مصادره مي‌شود و آزادي در هرچيز از ملت سلب شده! و بسياري ديگر از اين قبيل امور كه با نقشه اجرا مي‌شود و دليل آنكه نقشه و توطئه در كار است آنكه هرچند روز يك امر در هر گوشه وكنار و در هر كوي و برزن سر زبان‌ها مي‌افتد؛ در تاكسي‌ها همين مطلب واحد و در اتوبوس‌ها نيز همين و در اجتماعات چند نفره باز همين صحبت مي‌شود؛ و يكي كه قدري كهنه شد يكي ديگر معروف مي‌شود. و مع‌الاسف بعضي روحانيون كه از حيله‌هاي شيطاني بي‌خبرند با تماس يكي، دو نفر از عوامل توطئه گمان مي‌كنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است كه بسياري از آنان كه اين مسائل را مي‌شنوند و باور مي‌كنند اطلاع از وضع دنيا و انقلاب‌هاي جهان و حوادث بعد ازانقلاب و گرفتاري‌هاي عظيم اجتناب ناپذير آن ندارند - چنانچه اطلاع صحيح از تحولاتي كه همه به سود اسلام است ندارند - و چشم بسته و بي‌خبر امثال اين مطالب را شنيده و خود نيز با غفلت يا عمد به آنان پيوسته‌اند.»
با دقت در اين كلام شيوا و تطبيق آن با دروغ پراكني و ساختارشكني‌هاي سران فتنه 88، آينده‌نگري امام راحل به زيبايي نمايان مي‌شود. حال بايد به آحاد مردم توصيه كرد كه خط امام(ره) را بياموزيم تا در دام فتنه‌گراني كه قصد دارند با دروغ و سوءاستفاده از عنوان خط امام، ساختارشكني‌هاي خود را پيش برند، نيفتيم. بي‌ترديد مرور وصيتنامه امام و صحيفه نور مصاديق بسياري از آينده نگري امام راحل را در زمان حال و جامعه امروز نشان مي‌دهد. به هر حال مردم فهيم و فكور همواره بيدارند و با پيروي از مقام عظماي ولايت حق را از باطل تشخيص مي‌دهند، اما بد نيست آن عده‌اي كه هنوز با خيال خط امام قدم در راه باطل گذارده‌اند از ادعاهاي دروغ خود دست بردارند و يك‌بار ديگر نظرات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را مرور كنند كه اگر خدا خواهد به مسير عقلانيت بازگردند

نویسنده : گمنام    نظرات :

برخی از دوستان می گویند ضرورت حفظ حجاب در جامعه چیست؟یا اگر حجاب در جامعه ما آزاد باشد کم کم برای مردم عادی میشود.

باید به دوستان عزیزی که اینچنین اندیشه ای دارند بگویم این ها حرف هایی است که در گوش شما خوانده اند و این ها از جای دیگری آب می خورد.

زیگموند فروید روانشناس اتریشی می گوید:تجربه نشان داده است که انسان نسبت به چیزی که منع شود، حریص تر میشود. بنابراین، ممانعت از ارضای این غریزه، نتیجه ای جز شعله ورتر شدن آتش آن نخواهد داشت. اگر میخواهیم بشر برای همیشه از وسوسه ها و دغدغه های جنسی رهایی یابد، باید او را در ارضای غریزه جنسی اش کاملا آزاد گذارده و هرگونه قید و بندی را از پیش روی او برداریم.

در پاسخ به این نظریه میتوان گفت: اولا، پذیرش این اصل که (( هرگونه ممنوعیتی حرص آور است و نتیجه عکس میدهد)) مستلزم آن است که بسیاری از قوانین و مقررات اجتماعی، از جمله مقررات راهنمایی و رانندگی، که محدودیت ها و محرومیت هایی را برای رفت و آمد وضع می کنند، برچیده شوند. زیرا حرص آورند و نتیجه عکس می دهند!

حجابثانیا، در همان جوامعی که آزادی جنسی وجود دارد، هرچند ممکن است از حیث نگاه به جنس مخالف، ارضا شده و تحت فشار روحی قرار نداشته باشند، اما آمار نشان میدهد که بیشتر جوانان، در همان جوامع برای ارتباط جنسی، خود را تحت فشار می بینند. نباید از روحیه تنوع طلبی بشر غافل بود. مگر جز این است که در جوامع غربی آمار انحرافات و ناهنجاری های جنسی روز به روز افزایش می یابد.

به تعبیر شهید مطهری اینان میان اشباع غریزه و سرکوب نکردن آن از یک طرف، و آزادی جنسی و رها کردن بی قید و شرط آن از طرف دیگر، خلط کردند. حقیقت آن است که اگر کسی می خواهد غریزه جنسی خود را به درستی اشباع کند، راهی جز عفت و تقوا و پذیرش مقررات الهی ندارد. در سایه تقوای الهی است که می توان از هیجان های بیجا پدید می آید جلوگیری کرد. آنچه لازم است و هرگز نباید از آن غفلت ورزید این است که انسان باید همه غرایز ئ استعدادهای خدادادی خود را پرورش دهد و نباید هیچ کدام را نادید گیرد. اما این را هم باید بداند که حد و مرز هر غریزه ای را نگه دارد و هرگز نباید به بهانه پرورش غریزه جنسی، سایر غرایز و قوا و استعدادهای خود را نادیده بگیرد. یکی از تفاوت های انسان با حیوان این است که در بسیاری از غرایز و امیال انسان، دو نوع میل ممکن است پدید آید: امیال صادق و امیال کاذب. حالات طبیعی غرایز و امیال را می توان اشباع کرد. اما حالات کاذب آنها را هرگز نمی توان ارضا نمود. اشتباه اصلی فروید و فرویدیسم این بود که برای جلوگیری از سرکوبی غریزه جنسی، آزادی بی حد و حصر جنسی را پیشنهاد دادند. غافل از اینکه بی نهایت خواهی نیز یکی از امیال و خواسته های فطری انسان است. انسان به گونه ای آفریده شده است که در همه زمینه ها اگر شرایط مساعدی را بیابد، به هیچ حدی قانع نمی شود. اگر انسان در این زمینه ها مانند حیوانات ظرفیت محدود طبیعی و پایان پذیری می داشت، هرگز نیازی به مقررات سیاسی و اقتصادی و جنسی پیدا نمیکرد. از نظر اخلاقی نیز احتیاجی به اخلاق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و جنسی نداشت. همان ظرفیت محدود طبیعی، خود به خود همه مشکلات را حل می کرد. اما همچنانکه از مقررات و اخلاق محدود کننده در روابط اجتماعی و امور اقتصادی و از عفت و تقوای سیاسی و اجتماعی گریزی نیست، از مقررات و اخلاق محدودکننده جنسی و از عفت و تقوای جنسی نیز گریزی نمی باشد.

حضرت امام خمینی درباره نامحدود خواهی قوه شهوت و سیری ناپذیری آن می فرماید:

قوه شهوت در انسان طوری است که اگر زن های یک شهر، به فرض محال، به دست او بیاید، باز متوجه زن های شهر دیگر است. و اگر از یک مملکت نصیبش شد، متوجه مملکت دیگر است. و همیشه آنچه ندارد می خواهد. با اینکه اینها که گفته شد فرضی است محال و خیالی است خام، با وجود این تنور شهوت باز فروزان است و انسان به آرزوی خود نرسیده... . هرکس منکر است مراجعه به حال خود کند و به حال اهل این عالم از قبیل سلاطین و متمولین و صاحبان قدرت و حشمت، آن وقت خود تصدیق ما را می کند.

کلام آخر:

دوستان عزیز کافی است چرخی در دنیای وسیع اینترنت بزنید و ببینید که همین غربی ها و آمریکایی ها به چه فلاکتی افتاده اند. شاید وقتی زنی نیمه برهنه را در خیابان ببینند در همان حال زیاد حس شهوت به آنها دست ندهد ولی دیگر سکس با زنان نامحرم آنها را سیر نمی کند که هیچ سکس با محارم خود از قبیل خواهر و مادر و سکس با همجنس خود نیز آنها را سیر نمی کند. حتی بارها دیده شده با حیوانات اهلی خود کارهایی می کنند که آدم حتی از بیان آنها نیز شرم می کند. برای ارضای خود به ساخت اسباب بازی های سکسی روی آورده اند. کدام فیلم غربی را دیده اید که در آن صحنه های سکسی وجود نداشته باشد؟!!

نه به آن که می گویند برای رسیدن به خدا باید به کلی غریزه جنسی را کنار گذاشت نه به این همه افراط. در دین مسیحیت تحریف شده امروزی کشیش ها و بزرگان دینی حق ندارند ازدواج کنند. غافل از اینکه آمار رسوایی های جنسی کشیش ها روز به روز بالا میرود.

حتی اکثر سران سیاسی آمریکا و اروپا جزو گروه های همجنس باز هستند.

دین مبین اسلام نه غریزه جنسی را به کلی تحریم می کند و نه آن را کاملا آزاد می گذارد. بهترین راه هم همین است. غریزه جنسی باید درکنار غرایز دیگر وجود داشته باشد تا انسان به تعالی برسد. تعالی انسان رسیدن به خدا است نه زندگی کردن مثل یک حیوان.

نویسنده : گمنام    نظرات :

    یکی از فضایل اخلاقی در عرصه اخلاق جنسی حجاب و پوشش است. البته، این مسئله اختصاصی به زنان نداشته و شامل مردان نیز میشود. اما نوع پوشش زنان به دلیل ساختار خاص جسمانی شان، مورد تاکید بیشتر قرار گرفته است.

      ضرورت حجاب و منافع آن چیست؟

    اولا، به بهداشت روانی زنان و مردان کمک میکند، زیرا اگر میان زن و مرد حریمی وجود نداشته باشدو زنان همه زیبایی های خود را در منظر مردان قرار دهد، این کار، از سویی آرامش روحی و روانی مردان را به هم میریزد و مردان همواره در اندیشه اشباع این عطش روحی و روانی ای هستند که با مشاهده زنان برهنه و بی حجاب پدید می آید. از سویی دیگر مردان برای ارضاع ارضای تقاضاهای جنسی تحریک شده خود، دست به هر کاری خواهند زد و آرامش و امنیت را از زنان خواهند گرفت.

    دوما، روابط خانوادگی را استوار می کند و از فروپاشی نظام خانواده جلوگیری می نماید. آزادی جنسی و بی حجابی زنان در جامعه، موجب سست شدن پایه های روابط خانوادگی خواهد شد. در آن صورت، زن و مرد به جای آنکه موجب آرامش و آسایش یکدیگر شوند، بیشتر به مثابه دو دشمن و رقیب در برابرارضای آزادانه غریزه جنسی جلوه می کنند.

    سوما، شخصیت و کرامت زن را تامین می کند و او را از یک شخصیت ابزاری به شخصیتی مستقل تبدیل مینماید. زنان بی حجاب، برای خود به عنوان یک انسان، ارزشی قائل نیستند، بلکه نهایت ارزش خود را جلب توجه جنسی دیگران می نمایند.

    چهارما، حریم اجتماع را از بی عفتی و آلودگی های جنسی نگه داشته میشود. اگر حریم اجتماع از نگاه ها و روابط آلوده جنسی حفظ شود، در آن صورت بهتر می تواند به هدف خود نائل شود. بی حجابی موجب می شود محیط اجتماع که محیط کار و تلاش است، به محیطی برای ارضای خواسته های جنسی و امیال شهوانی تبدیل میشود.

    زن و مرد با یکدیگر تفاوت های ذاتی دارند که باید این حقیقت را پذیرفت. نمیشود گفت که مرد و زن با هم یکی هستند. مرد اصولا چند خصوصیت ذاتی دارد: 1- کار و تلاش 2-غیرت 3-قدرت و زور بازو(البته این با خشونت متفاوت است) 4-قدرت تصمیم گیری در مواقع بحرانی و غیرعادی

    زنها هم به همین ترتیب چند خصوصیت ذاتی متمایز از مردان دارند: 1-عشق و محبت 2-عاطفه 3-ظریف و تیزبین 4-خوش ذوق و باسلیقه

    اگر این خصوصیات با هم ترکیب شوند یکدیگر را تکمیل می کنند. پس میتوان گفت زن و مرد مکمل یکدیگرند.

    عده ای با سوء استفاده از کلمه آزادی این مفهوم را بر جوانان القا میکنند که هرطور که میخواهند باید در جامعه فعالیت کنند. بی بندوباری با آزادی متفاوت است.

    فرض کنید مردی با همسرش که با حجاب است در حال قدم زدن است. ناگهان خانمی بدحجاب از جلوی آنها عبور میکند. مرد براساس غریزه جنسی به اندام زن بدحجاب خیره میشود. زن باحجاب با دیدن این وضع پیش خود فکر میکند برای مردش جذابیتی ندارد و البته درست هم هست. زن با حجاب حالا یک رقیب که نه هزاران رقیب برای خودش پیدا کرده است. یا حجاب خودش را حفظ میکند و باعث میشود مشکلات خانوادگی بوجود آید یا سعی میکند به رقابت با زنان بدحجاب بپردازد و خود در زمره بدحجابان قرار میگیرد.

خواهر عزیزم، برادر عزیزم بیایید با حفظ حجاب به امنیت اخلاقی جامعه، امنیت خودمان، جلوگیری از بی بند و باری و حفظ کانون گرم خانواده کمک کنیم. 

 

 از دوستان عزیز خواهشمندم نظرات خود را درباره این موضوع بیان کنند.                با تشکر

نویسنده : گمنام    نظرات :
مقام معظم رهبری و بزرگان ملت

طرح مسئله
درباره مسئله رهبري نظام اسلامي و پاسخ به شبهات ولايت فقيه و رهبري دوران غيبت، سخن‌هاي بسياري گفته شده و كتاب‌هاي متعددي نوشته شده است؛ اما در كنار پاسخ به اين سؤالات نظري، از پاسخ به شبهات عملي مربوط به رهبري، غفلت شده است كه اتفاقاٌ بيشتر در ميان عموم مردم رواج دارند و شايد بسياري از شبهات نظري موجود در اذهان افراد نيز به خاطر حل نشدن اين شبهات ايجاد شده باشند! برخي از اين گونه شبهات بدين قرارند:
اين همه فساد، فقر و تبعيض در جامعه كه رهبري هم به آنها اشاره دارد، اگر رهبري مطلع نيست كه صلاحيت رهبري ندارد و اگر مطلع است، چرا كاري نمي‌كند؟ چرا فلان نماينده منتسب رهبري، خطا كرد و تغيير نكرد؟ چرا مدير فلان اداره، رشوه گرفت و توبيخ نشد؟ چرا وضع اقتصادي مملكت اين گونه است و به مسائل فرهنگي، كم‌توجهي مي‌شود و دادگستري اين همه مشكل دارد، اما رهبري كاري نمي‌كند؟ مگر رئيس قوه قضائيه را رهبري انتخاب نمي‌كند؟
به نظر مي‌رسد اگر مسئله كارآمدي نظام و عملكرد و نقش رهبري را درباره آن بررسي كنيم، به نحو دقيق‌تري، مي‌توانيم سؤالات فوق را پاسخ دهيم. در اين باره، به نكاتی که در ادمه مطلب ذکر شده است توجه كنيد.

                                                                     مرتبط با موضوع: یادداشت و تحلیل سیاسی



ادامه مطلب ...
نویسنده : گمنام    نظرات :
مهدی کروبی و میرحسین موسوی

میرحسین موسوی روز دوشنبه در دیداری با نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس، به بیان خاطراتی متناقض از حضرت امام مبادرت کرده که جای تأمل دارد. اولین نکته جالب اینکه سایت شخصی میرحسین در انعکاس این خبر، وی را برای اولین‌بار پس از انتخابات عضو مجمع تشخیص مصلحت‌نظام خوانده است؛ همان نظامی که در بیانیه‌های سریالی میرحسین مورد حمله انواع تهمت‌های این شخص قرار گرفته است.

مابقی در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...
نویسنده : گمنام    نظرات :
منافق کسی است که حرف او با عملش مطابقت نداشته باشد

www.dianat-siasat.blogfa.com

حال می خواهیم ببینیم حرف های قبل از انتخابات موسوی چقدر با اعمال پس از انتخاباتش مطابقت دارد. اینها همه اش عین حرف های خود موسوی است:
۱- کسی که می آید در این انتخابات تعهداتی قبول میکنه نمیتونه خودش را از بین این تعهدات فارغ بدونه یا رها بکنه = آقای موسوی دیدیم چگونه به تعهدات خود در انتخابات عمل کردید. تقلب در انتخابات، قبول نداشتن شورای نگهبان، اختلال در امنیت کشور و... این است تعهدات شما؟!!
۲-برخورد منطقی و قاطع با یک پدیده ناروا یک مسئله است، اینکه ما بعضی از مرزها را در نوردیم و به فراتر از اون بریم و با این کار خودمون انسجام ملی خودمون رو از دست بدیم، ارزش های بنیادی خودمون رو مورد تهدید قرار بدیم ، اون سرمایه و پشتیبانه عظیمی که داریم مورد تهدید قرار بدیم اون یک مسئله دیگه است = آقای موسوی آیا اردوکشی های خیابانی و تقسیم کردن جامعه به دو دسته انسجام ملی است؟!!! آیا اسلام و انقلاب ارزش های بنیادی ما نیستند؟!!!
۳- اون چنان مسئله روی یک صندلی نشستن اهمیت پیدا کرده که من به راحتی میتوانم اون سرمایه های گرانبها را نفی اش بکنم = آقای موسوی آیا یک صندلی ریاست جمهوری اینقدر ارزش دارد که به خاطر آن در مقابل آرمان های اسلام و انقلاب ایستاد و حتی جان و مال مردم را به بازی گرفت؟!!! 
۴- آیا دیکتاتوری غیر از این است که کسی در روبروی قانون بایستد؟! = آقای موسوی آیا شما به قانون کشور عمل کردید؟!!! چقدر به قانون تن دادید؟
۵- وقتی شما نتونی برای کشور کار بکنی، وظیفه خودتون رو نتونی عمل بکنی، اگر یک روحیه سالم داشته باشی ممکنه بگی من نتونستم، توانایی نداشتم یا فلان علت باعث شد کاری نتونم انجام بدم، ولی بعضی وقت ها لازم میشه به اینکه تحت قالب یک نوع بازی سعی میکنه که نقش ها را پنهان بکنه، یک نوع بازی بود که در مقابل مردم انجام میشد = آقای موسوی آیا شما مردم را به بازی نگرفتید؟ توهم تقلب، کشیدن مردم به خیابانها، دروغ گویی و ... بازی دادن مردم نیست؟
۶-من میرحسین موسوی به صحنه آمدم. آمده ام تا وسیله ای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی = آیا مصاحبه با چند شبکه خارجی دشمن در روز و خوراک تبلیغاتی درست کردن برای BBC , VOA , ALJAZIRA و ... اقتدار و عزت ایرانی است؟!! آیا بیانیه دادن برای دستگیری عبدالمالک ریگی عزت و اقتدار ایرانی است؟!!
۷- خاتمی: و اینک فرزند دیگر آرمان و ایمان شما ، آنکه به عظمت ایران می اندیشد = دیدیم چگونه عظمت ایرانی به جهان نشان دادید
۸- موسوی: ملت ما به تنگ آمده است. میخواهد به عظمت ایران برگردد = شما آبروی ما را نبرید لازم نیست به عظمت ایران باندیشید.
۹- ما دوست داشتیم که ایران یک نقشی داشته باشه به عنوان قدرت اول منطقه. در همه موارد علمی، اقتصادی ، آبرویی داشته باشه، الگویی باشه برای همه جهان، اصلا انقلاب کردیم برای همین قضیه. انقلاب کردیم برای اینکه ایران بزرگ باشه. ایران (( اسلامی!)) بزرگ باشه، تاثیر گذار باشه و بتونه پیام خودش را به کل جهان برسونه= دیدیم چقدر در پی حفظ انقلاب و جمهوری اسلامی بودید . آیا جمهوری ایرانی! همان ایران اسلامی است؟ آیا شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران! پیام جمهوری اسلامی است؟!! شما که خودتان را پیرو خط امام میدانید مگر امام نگفت که اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و روز قدس را برای مظلومیت فلسطین قرار داد؟
10- بنده یک بحثی کردم در همین چیزهای !! انتخاباتی هم گفتم: هر جا ما افراط داشته باشیم دنبالش تفریط داریم. از مهم ترین انگیزه های من برای ورود به صحنه انتخابات همین مسئله گریز از قانون بوده. خوب آدمی که خودمحور نباشه از قانون فرار نمیکنه که از قانون استقبال میکنه. دوست هم نداره قانون رو میره از راه قانونی میره حلش میکنه = آیا قبول نداشتن دوبار شمارش آرا، قبول نداشتن قانون انتخابات ، قبول نداشتن شورای نگهبان ، آتش کشیدن اموال عمومی و دولتی ، کتک زدن مامورین نیروی انتظامی و ضابطین قضایی قانون گرایی است؟!! شما چه قانونی را دوست ندارین؟ ولایت فقیه؟ جمهوری اسلامی؟ حجاب؟ و...؟!!!
دوستان عزیز میتوانند کلیپ حرف های فراموش شده موسوی را از لینک زیر دانلود کنند و به چشم خودشان ببینند:
 
2،8 مگابایت
دانلود کلیپ تصویری
 
نویسنده : گمنام    نظرات :

در یکی از سفرهای مقام معظم رهبری به استان مازندران آقا وارد منطقه محرومی به نام ((ارس ماخوست)) شدند.ایشان وقتی برای بازدید به مدرسه ای وارد میشوند مشاهده می کنند که تمام میز و صندلی ها نو است آقا احتمال می دهند این کارها تشریفاتی است و برای ورود ایشان این کارها انجام شده است.

مقام معظم رهبری در جمع کودکان

مقام معظم رهبری با تیزبینی از یکی از بچه های کلاس سوال میکنند : این میز و صدلی ها را چه زمانی برای شما آورده اند. ان بچه نیز جواب میدهد : آقا همین دیروز این ها را آورده اند .

آقا نگاه عتاب آلودی به آن مسئول انداخته و فرمودند :ضرورت ندارد به خاطر مسئولینی که خودشان نسبت به مشکلات واقفند بخواهید صحنه سازی کنید.

نویسنده : گمنام    نظرات :

منافق کسی است که عملکرد او با گفته هایش تناقض داشته باشد.

با هم سیری در گذشته میرحسین موسوی میکنیم تا خاطرات را زنده کنیم:

مهندس میرحسین موسوی، یک چهره علمی، فرهنگی و سیاسی منحصر به فرد است. کسی که می‌توان از زندگی 68 ساله او، یک مستند جذاب، یک رمان پر فروش یا یک نمایشگاه عکس جالب ساخت. فرازهای متفاوت، متناقض و پر فراز و نشیب حیات او از دید هنرمندان، نویسندگان، فیلمسازان مخفی مانده است. بازی روزگار و بی‌وفایی دوران، مشخصه اصلی این فرازها به شمار می‌آید. چگونه ممکن است سال 1356 عضو هیئت علمی دانشگاه ملی ایران رژیم پهلوی و مورد تأیید ساواک باشی و در عین حال در دهه هفتاد در دانشگاه تربیت مدرس «انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن» تدریس کنی؟ چگونه ممکن است پای ثابت منبرهای دکتر شریعتی، ایدئولوگ مبارزه نهضت آزادی باشی و فریاد «در انزوا فیلسوف، شاعر، پارسا، عابد، می‌توان ساخت؛ اما مسلمان نمی‌توان ساخت» شریعتی را بیست سال، روی بوم نقاشی سکوت خفه کنی؟ چگونه ممکن است با حبیب الله پیمان و محمد توسلی نشریه دانشجویی «جنبش مسلمانان ایران» را منتشر کنی، سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی حزب شهید بهشتی هم بشوی؟ چگونه ممکن است برای انقلاب یک سیلی هم نخوری و نخست وزیر امام هم لقب بگیری؟ چگونه ممکن است در سرمقاله‌هایت مدام چوب لای چرخ دولت موقت بگذاری و پس از استعفای دولت موقت، بازرگان را در کنار شریعتی و مطهری و طالقانی از معلمین انقلاب بنامی؟ چگونه ممکن است در آغاز دهه 60 به گفته بنی صدر، جوان تندرویی باشی که رابطه ایران و آمریکا را بر باد می‌دهد و در پایان دهه 80 بنی صدر و آمریکا برایت سوت بکشند و کف بزنند؟ چگونه ممکن است حمایت لییرال‌ها و منافقین از بنی صدر را نقد کنی و سال‌ها بعد تو همان مطالبه‌ای داشته باشی که مریم رجوی هم آن را داد می‌زند؟ چگونه ممکن است روزگاری سرمایه‌داران را زالوصفت بنامی و از همین زالوصفت‌ها یا خرده بورژواهای طبقه متوسط جنبش مردمی خداجو بسازی؟ چگونه ممکن است روزگاری انتقادات یک روزنامه تازه پا گرفته را بر نتابی و مدام ناله کنی و غر بزنی و روزگاری دیگر حاکمیت را به منع آزادی مطبوعات متهم کنی؟ چگونه ممکن است عضو نهضت آزادی باشی و معنای اکثریت را ندانی؟ چگونه ممکن است مجلس دوم تو را به رئیس جمهور قانونی مملکت تحمیل کند و تو از عملکرد مجلس «احساس خفگی» کنی؟ چگونه ممکن است روزگاری خودت را رهبر حزب الله بدانی و روزگاری حزب اللهی‌ها را خشن و وحشی بخوانی؟ چگونه ممکن است دارنده بیشترین استعفاءهای دولتی باشی و آن گاه از مبارزه و استراتژی سخن بگویی؟

مهندس میرحسین موسوی، یک چهره علمی، فرهنگی و سیاسی منحصر به فرد است. کسی که به دلیل سیاست، کیاست و تیزبینی‌ فوق-العاده‌اش به این نظام خدمت کرد. او و دوران نخست وزیری او، سال‌های درخشان و ماندگار دهه 60 را در اذهان مردم زنده می‌کند. این فروغ و درخشندگی و جاودانگی، نه به دلیل خدمات شایان و عملکرد موفق اوست، که سال‌های سخت و فقیرانه‌ای بر این مردم گذشت، بلکه به جهت سرپرستی امام و بهره‌مندی کشور از گنج دفاع مقدس بود. سرمایه و ثروت جبهه خطاها و لغرش‌ها، بی‌تقوایی‌ها و ناجوانمردی‌ها، قانون گریزی‌ها و قانون شکنی‌های پشت جبهه را می‌پوشاند و اگر این چنین نبود که همگان؛ چه سیاسیون و چه مردم، برای مصلحتی عظیم‌ به نام جنگ تحمیلی لب به سکوت نمی‌بستند و دندان بر سر جگر نمی‌گذاشتند که دولت میرحسین موسوی نمی-توانست پا بگیرد و کشور را اداره کند.

حمایت و پشتیبانی امام از این دولت نیز نباید در حمایت از نخست وزیر منحصر شود. مصلحت جنگ از سویی و اهتمام امام برای دولت سازی به مدیریت هوشمندانه و مدبرانه ایشان برای عبور از بحران‌های داخلی و خارجی و حمایت از دولت منتخب مردم انجامید. با این همه امام انتقاداتی جدی نیز به عملکرد دولت وارد می‌کردند که با تعمق و تأمل در آنها می‌توان نسبت تفکر و اندیشه جناح‌های مختلف سیاسی را با اندیشه ایشان سنجید.

مهندس میرحسین موسوی، یک چهره علمی، فرهنگی و سیاسی منحصر به فرد است. کسی که توانست با تأکید بر همان دوران درخشان نخست وزیری، در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از 13 میلیون رأی را به خود اختصاص دهد. جنبش سبز شعارهای اصلاحات را با رنگ و بویی دینی و مذهبی مطرح ساخت و کاندیدایی را به صحنه آورد که بهترین نماد اصولگرایی اصلاح طلبانه به شمار می‌رفت. میرحسین، تداعی کننده یاد و نام دوران پرفروغ دفاع مقدس و یک احمدی‌نژاد عاقل و کارآمد و به بیان بهتر، یک احمدی‌نژاد لیبرال به حساب می‌آمد. کسی که هم شعار آزادی می‌داد و هم به حال مستضعفان دل می‌سوزاند. هم با مراجع و خانواده شهدا دیدار می‌کرد و هم تلاش داشت حیات سیاسی نهضت آزادی را تجدید کند. از انقلاب سخن می‌گفت، در مساجد برای مؤمنین و متدینین و در سالن همایش‌های برج میلاد برای دختران و پسرانی که سرود جمهوری اسلامی را هو کردند. در مجموع، می‌توانست یک رئیس جمهور بی-دردسر باشد، رئیس جمهور همه؛ از بسیجیان تا لیبرال‌ها و ملی‌گراها.

میرحسین آمد و بت «نخست وزیر امام» شکست. دوران نخست وزیری او زیر ذره‌بین رفت و آشکار شد او نمی‌تواند مرد دوران صلح باشد. او فقط مرد دورانی بود که مردها سکوت کردند. او فقط مرد دورانی بود که همه درگیر جنگ بودند.

اما او می‌توانست مانند همه آن بیست سال، سکوت کند، حداقل برای 4 سال. همچنان که بیست سال در چهره همه؛ انقلابی و لیبرال، محبوب مانده بود، محبوب بماند، حداقل برای 4 سال. و در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که احمدی‌نژادی نیست و اختلاف اصولگرایان هست، همان رأی، بلکه بیشتر را تکرار کند و یک رئیس جمهور بی‌دردسر شود.

اما میرحسین موسوی راه پر دردسر را انتخاب کرد؛ شایعه تقلب، درخواست ابطال انتخابات، زیر سؤال بردن سلامت انتخابات، متهم کردن نظام، دعوت مردم به تظاهرات غیرقانونی، دامن زدن به آشوب و اغتشاش، ناامن کردن شهر تهران، فراهم کردن بستر فعالیت منافقین، اراذل و دشمنان، تبری نجستن از معارضان نظام، محکوم نکردن توهین به امام، محکوم نکردن جنایت عاشورا و مهم‌تر از همه، پافشاری بر موضع دشمنی در حالی که رویکرد نظام جذب حداکثری، دفع حداقلی بود.

میرحسین موسوی، می‌توانست رئیس جمهور یازدهم جمهوری اسلامی ایران باشد.

اما میرحسین موسوی خودکشی کرد! این پیام همه بیانیه‌های اوست. حتی اگر تا سال 92 بیانیه دهد!

با تشکر از : رجا نیوز

نویسنده : گمنام    نظرات :

مطالب زیر رنجنامه امام خمینی (قدس سره) است که حاج احمد آقای خمینی به صورت چند نامه برای آقای منتظری فرستاده است. حتما مطالعه بفرمایید ببینید کسانی که خود را یار امام و افراد انقلابی می نامند (موسوی،خاتمی،کروبی) چطور آرمانهای امام و انقلاب را زیر پا میگذارند.

مقدمه
بسمه تعالي
حضرت آيت الله:
نوشته اي كه در پيش روي داريد اشاره اي است به علل و عوامل و ريشه هاي مسائلي كه عدم توجه به آنها و نصايح مكرر حضرت امام موجب واقعه تلخ قائم مقام رهبري گرديد.
گرچه نگارش اين نامه براي كسي كه عمري به جنابعالي عشق ورزيده است بسيار سخت و باورنكردني است ولي فقط براي اداي دين خود به امام ـ كه مظلوم است ـ و همچنين براي خدمت به مردم كه مشتاقانه طالب حقيقتند، به چنين نوشته اي دست زده ام.
از آنجا كه در ارسال اين نوشته شتاب داشتم از فصل بندي و تنظيم و تبويب مطالب چشم پوشيدم. به همين جهت مطالب اين نامه دسته بندي نشده است و در خيلي موارد تكراري است (كه البته تكرار آنها را لازم مي دانستم) دراين نوشته مواد خام اين قضيه تلخ است و تحليل در آن كمتر به چشم مي خورد. اميدوارم نويسندگان و تحليلگران در جاي خود به آن بپردازند.
ملاك نوشته من رضايت حق است و روشن شدن حقيقت و قدر مسلم اين است كه پس از اين نوشته حرف و حديثها و تهمت ها از طرف همان طيفي كه در اين نامه از آن سخن رفته است آسوده ام نگذارند ولي چه باك، هر چه در باره من بگويند پذيرايم ولي ناسزا مطالب اين نامه را تغيير نخواهد داد.
از آنجا كه در متن وقايع انقلاب خصوصاً در جزء جزء ماجراي حضرتعالي و برخورد گرم و صميمانه حضرت امام با شما و تلاش معظم له براي نجاتتان از چنگال توطئه گران و نفوذيها بودم فكر كردم اگر حقايق را بازگو نكنم به اسلام و انقلاب و امام و مردم خيانت كرده ام.
چه بسا نسل معاصر و آيندگان براساس ناآگاهي تصور كنند كه جنابعالي را يك شبه و بدون مقدمه كنار گذاشته اند در حاليكه به هيچ وجه اين گونه نبوده است.
ذكر اين نكته در بيان تلخي حادثه كافي است كه حضرت امام روحي فداه پس از كنار گذاشتن شما ظرف چند ساعت چندين بار گريستند و بارها فرمودند كه لحظه اي از آقاي منتظري غافل نيستم ولي چه كنم كه مصلحت نظام ايجاب مي كرد كه ايشان كنار بروند.
نامه من به شما تا اندازه اي حقيقت را روشن مي كند و گمان مي كنم كسي به مطالعه گوشه هايي از دهها نامه و سند به نتيجه اي غير از آنچه من رسيده ام برسد.
سؤالي كه ممكن است مطرح گردد اين است كه چرا نظام از اول چنين برخوردي ننمود و با علم به يك سلسله ضعفها و اشكالات مؤيد شخصيت و موقعيت شما گرديد؟ بايد در جواب گفت كه امام بخاطر علاقه شديدي كه به جنابعالي داشتند همواره در صدد اصلاح و ارشاد و حفظ و نگهداري و رهايي شما از چنگال ضدانقلاب بوده اند كه شايد از مسير ابهام آميز خود برگرديد و ثانيا "اخيراً " حضرت امام به مسائلي برخورد كردند كه ديگر درنگ را جايز ندانستند.
در خاتمه من تأكيد مي كنم كه هرگز منظورم از اين نامه اين نيست كه خداي ناكرده بگويم جنابعالي تفكر و خط منافقين و ليبرالها را
پذيرفته ايد بلكه غرضم اين است كه ثابت شود جريان توطئه گر طيف مهدي هاشمي با القائات خود، شما را وادار به مواضعي كرده اند كه بعضي از گفته هاي شما چيزي جز خواست دشمنان قسم خورده انقلاب و اسلام نبود.
تذكر اين نكته بجاست كه نامه هاي شما به حضرت امام حاوي مسائل بسيار مفيدي هم هست كه از روي درد و رنج و دفاع از انقلاب و اسلام نگاشته شده است اين بُعد قضيه هرگز ناديده گرفته نشده و نمي شود، ولي اين نوشته بر آن نيست كه خدمات حضرتتان را ترسيم كند كه خدمات شما خود كتاب مفصلي خواهد شد و هيچ كس زحمات و فداكاريهاي تان را فراموش نمي كند و رهبر انقلاب و همه دوستداران انقلاب از اين موضوع در شگفتند كه چرا شما يك مرتبه از آن مواضع به اين موضع گيريها رسيديد.
اين نوشته بر آن است تا نشان دهد براي عدم تحقق آنچه كه شد چه زحماتي كشيده شده است و ريشه آنچه نمي بايست مي شد چيست.
ارادتمند قديمي: احمد خميني

مابقی در ادامه مطلب (اصل موضوع را حتما مطالعه کنید) 



ادامه مطلب ...
نویسنده : گمنام    نظرات :

به دنبال تمجيد سران سلطنت طلب و منافقين گروه رجوي از اقدامات سران فتنه، فرح پهلوی همسر محمد رضا پهلوی از جمله سران متنفذ دربار پهلوي و از سرشبكه هاي لابي بهاييت در اين دربار نيز،‌ در مصاحبه اي با شبكه وهابي العربيه(حامي رسانه اي گروه عبدالمالك) به دليل اقدامات پس فتنه سازي پس از انتخابات، نشان سلطنتي "شجاعت "را به موسوي و كروبي اعطا كرد.

به گزارش رجانيوز، ملكه مخلوع، كه با شبكه العربيه گفتگو می کرد با اشاره به حوادث بعد از انتخابات موسوی و کروبی را بسیار شجاع توصیف کرد.

وي در ادامه سخنان حمايت آميز خود از سران فتنه،‌ به حمايت از خاندان پهلوي هم پرداخته و اظهار داشت:" ایرانی ها تاریخ را خوب می دانند و با خانواده شاه اظهار همدردی می کنند."

پيش از اين نيز خانواده پهلوي در حمايت از سران فتنه و در زمينه سازي اعطاي نشان شجاعت به سران فتنه اظهاراتي را مطرح كرده بودند چنانكه رضا ربع پهلوی نیز در گفتگو یا یک هفته نامه فرانسوی از ارتباط با نزدیکان موسوی پرده برداشت و گفت :ميرحسين موسوي به شدت جسور و شجاع ظاهر شده و مي تواند انتقال رژيم را مديريت کند.

رضا پهلوی قبل از این نیز گفته بود خوشحالم که هاشمی رفسنجانی و خاتمی در مسیر درست حرکت می کنند.
حمایت سلطنت طلب ها و حضور طرفدارنشان در آشوب های خیابانی در دفاع از جنبش سبز و موسوی در حالی صورت گرفت که مسعود رجوی، سرکرده منافقین نیز با انتشار نامه ای به حمایت از مواضع میرحسین موسوی پرداخت و خواهان ادامه صریح تر مواضع از سوی آخرین نخست وزیر کشور شده بود.

گفتني است مهدي كروبي در مصاحبه هاي مختلف خود همواره از سابقه مبارزاتي پيش از انقلاب خود عليه خاندان پهلوي به عنوان يك ژست تبليغاتي استفاده كرده است.

نویسنده : گمنام    نظرات :
www.DIANAT-SIASA.blogfa.com

در این مستند معلوم می شود که ندا آقا سلطان با همکاری منافقین در لجظه فیلمبرداری از خود، با دستگاهی مخصوص خون را روی صورت خود جاری می کند...همچنین تناقض های آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از دروغگویی دشمنان جمهوری اسلامی میدهد.

ندا آقا سلطان در این سناریوی خود همکاری می کرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی و استاد موسیقی خود وارد آمبولانس برای عزیمت به بیمارستان می شده توسط منافقین کشته می شود.

35،2 مگابایت/با فرمت wmv

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

8،9 مگابایت/ با فرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

 فیلم با کیفیت سناریوی قتل ندا آقا سلطان

 137 مگابایت/کیفیت عالی/مدیافایر

دانلود کلیپ تصویری

 

 97 مگابایت/ با فرمت mpg

دانلود کلیپ تصویری

غیر مستقیم 

نظریات یک دکتر متخصص درباره فیلم ندا آقا سلطان

سلام
فیلم ندا رو دیدم. بعنوان یک پزشک چند نکته جدید توجهم را جلب کرد . 1- لحظه اول که ندا روی زمین خوابیده صورتش کاملا تمیز است و مستقیم از گوشه چشم توی دوربین نگاه می کند از طرف دیگر آقای دکتر حجازی در BBC میگوید که تیر به aort خورده برای چنین مصدومی این مقدار هوشیاری و توجه به دوربین غیر ممکن است بلکه در همان ثانیه های اول مصدوم confuse می شود. 2- در لحظه اول هیچ خونی روی بدن ندا نیست اگر بر اساس ادعای دکتر حجازی خون از aort پاره شده فوران کرده و روی صورتش ریخته چرا بقیه بدن تمیز است ؟ چرا دست دکتر که ادعا می کند جلوی خونریزی را گرفته بوده خونی نیست ؟ 3- نمی شود aort پاره شود و ده پانزده ثانیه بعد مصدوم اینقدر هوشیار باشد و به صدای اطرافیان عمل کند و دستش را حرکت دهد و نمی شودهم زمان با همه اینها اینهمه خون از بینی مصدوم بعلت پارگی aort خارج شود خروج اینهمه خون از بینی مستلزم آنست که خون وارد ریه و مجاری تنفسی شود و آنرا اشباع کند و از راه دهان و بینی خارج شود . در چنین وضعیتی مصدوم نمی تواند بلا فاصله قبل از خروج اینهمه خون هشیار باشد.
در مجموع بنظر می رسد که پیمانکار مجری پروژه ایرانی بوده وگرنه از سازمانهای جاسوسی غرب توقع داشتیم تمیز تر کار کنند

az1ta6@yahoo.com  

+ تیتر یک روزنامه وطن امروز مورخ 14/10/88 در مورد یکی از کلیپ های وبلاگ ما ( سناریوی قتل ندا آقا سلطان)...ببنید

 

+ پخش این مستند در پرس تی وی با توضیحات انگلیسی

2،5 مگابایت/با فرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

 41 مگابایت/با فرمت Mpg

دانلود کلیپ تصویری

نویسنده : گمنام    نظرات :
میرحسین موسوی در گفتگویی با کلمه راهپیمایی عظیم و مردمی ۲۲ بهمن امسال را راهپیمایی مهندسی شده خواند که دولت با بسیج اتوبوس ها و قطارها و صرف هزینه های گزاف برپا کرده بود.

خودتان قضاوت کنید که چنین جمعیتی را جز به عشق ولایت فقیه و آرمان های انقلاب و ایستادگی در برابر زورگویان و منافقینی مثل موسوی ، خاتمی و کروبی میتوان از خانه بیرون کشید و ساعتها در خیابان ها نگهداشت. آقای موسوی فکر میکنید همه مردم با شعور و با ایمان ایران مانند شما گرسنه و بدبخت هستند که خودشان را برای پول و کیک و آبمیوه بفروشند؟!

www.DIANAT-SIASAT.blogfa.com

وی در این گفتگو میدان آزادی تهران را خالی از جمعیت خواند.

آقای موسوی اگر میدان آزادی تهران خالی از جمعیت بود پس چرا منافقینی که روزها برای خود نقشه کشیده بودند محل سخنرانی رئیس جمهور مردمی ایران جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد (میدان آزادی) را به تسخیر خود در آورند جرات کوچکترین  عکس العملی را به خود راه ندادند؟!

برای اینکه سرعت لود وبلاگ کم نشود مابقی مطالب  و عکس ها را در ادامه مطلب ببینید.(حتما دیدن کنید)



ادامه مطلب ...
نویسنده : گمنام    نظرات :
همانطور که خیلی از شما میدانید ندا آقا سلطان دانشجوی ۲۷ ساله در ۳۰ خرداد سال جاری در خیابان امیرآباد تهران به اصطلاح با گلوله کشته شد.

www.DIANAT-SIASAT.blogfa.com

پس از این حادثه عده ای سعی کردند در پرونده ۷۲ شهیدسازی قتل ندا آقاسلطان را به پای حکومت تمام کنند. که به خواست خدا دستشان برای ما رو شد.

شبکه انگلیسی زبان ایرانی پرس تی وی press TV طی یک گزارش و فیلم مستند که توسط خود عوامل گروهک منافقین گرفته شده دستشان را رو میکند و نشان میدهد که آنان چقدر ناشیانه عمل میکنند.

در این فیلم دیده میشود که ندای فریب خورده خود بخشی از یک صحنه سازی قتل بوده و در واقع با قاتلین خود همکاری کرده تا در یک صحنه سازی او را به قتل برسانند و فیلم و عکس از صحنه بگیرند.

البته هیچ آدم عاقلی خودش را به کام مرگ نمیکشاند ولی ندا قرار نبود بمیرد ، که همدستان وی به او خیانت میکنند و برای داشتن مدرک او را به قتل میرسانند.

مابقی عکس ها و مطالب در ادامه مطلب است لطفا دیدن فرمائید.



ادامه مطلب ...
نویسنده : گمنام    نظرات :
به نظر می رسد چون ادعاهای سابق كروبی دروغ از كار درآمد و لطیفه های زیادی درباره او ساخته شد، پسر وی برای جبران آبروی پدر از فرصت چند ساعته بازداشت خود استفاده كرده و چنین دروغ شاخداری را ساخته است .

www.DIANAT-SIASAT.blogfa.com

در همین راستا عکس هایی از علی کروبی فرزند مهدی کروبی در سایت های ضدانقلاب پخش شد که بدن او را کبود و ضرب خورده نشان میداد. بلافاصله فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی نامه ای سرگشاده و وقیحانه برای رهبر معظم انقلاب ارسال کرد.
 
من میخواهم در اینجا تحلیل خودم را بیان کنم:
آقای کروبی همه میدانند نیروهای جمهوری اسلامی هرکه را مورد ضرب و جرح قرار دهند (که نمیدهند)، فرزند آدم عمروعاصی مثل شما که کاه را به کوه تبدیل میکند را نمیزنند تا سند و مدرک دست ضدانقلاب و شماها بدهند.
مردم ببینید اینها برای خدشه دار کردن چهره نظام حتی به بچه های خودشان هم رحم نمیکنند، وای به حال آن روزی که پست و منسبی داشته باشند که دمار ما را در خواهند آورد.
چه لزومی دارد فاطمه کروبی نامه ای سرگشاده برای رهبر انقلاب بفرستد تا بخواهد خود را خیرخواه مردم بخواند؟ اینها فقط میخواهند با تمام قوا چهره ولایت فقیه را خراب کنند. 

لازم به ذكر است چند ماه پیش مهدی كروبی (رقیب آرای باطله در انتخابات ریاست جمهوری) بدون ارائه هیچ گونه سندی مدعی شد كه در زندان های جمهوری اسلامی ، بازداشت شدگان مورد تعرض جنسی قرار گرفته اند. این ادعا كه با سوء استفاده وسیع رسانه های بیگانه و ضدانقلاب مواجه شد از سوی كمیته های ویژه  دو دستگاه مسئول (قوه قضائیه و مجلس) مورد بررسی قرار گرفت اما مورد تایید قرار نگرفت و كروبی نیز نتوانست هیچ سندی برای ادعاهای خود ارائه كند. در این رابطه مشخص گردید فردی به نام «ترانه موسوی» كه كروبی مدعی تجاوز به وی و سوزانده شدنش شده بود اصلا" وجود خارجی نداشته است! سعیده پورآقایی دیگر دختری كه كروبی مدعی ربوده شدن وی شده و موسوی هم برای وی مجلس ختم برگزار كرد ، نهایتا" زنده از آب درآمد و معلوم شد از خانه فرار كرده است.


ماجرای رشوه 300 میلیونی شهرام جزایری به كنار ، اما تحلیل گران درمانده اند كه به رغم مطالبی كه سایر مخالفین و معترضین مطرح می كنند معمای علاقه عجیب خانواده آقای كروبی به موضوع تجاوز جنسی و تهدید جنسی چیست؟

نویسنده : گمنام    نظرات :
با علم به تقوا، عدالت و پايبندي احمدي نژاد به آرمانها همواره از او حمايت مي كنم اما هشدار مي دهم كه رئيس جمهور ما بايد دور و اطراف خود را از افرادي مثل مشايي پاك كند. مشايي و چند نفر ديگر كه پست هايي را در دولت دهم در دست دارند، در حال از بين بردن اعتباري هستند كه احمدي نژاد نزد مردم با عبوري سخت از حلقه هاي آتشين مافياي قدرت و ثروت به دست آورده است.

ما مي دانيم مشایی رابطه بسيار خوبي با بعضي افراد در دستگاه قضايي دارد و به همين دليل به راحتي از هر كسي كه به او انتقاد كند، شكايت مي كند.

آقای احمدی نژاد! ما در مقابل همه تحقيرها و فشارهاي سهمگيني كه فقط به خاطر حمايت از شما و راه اسلام ناب بر ما وارد شده، تا كنون ايستاده ايم و انتظار داريم در مقابل انحراف اطرافيانتان نيز همانند آن روزهاي سخت انتخابات كه آماج حملات مثلث زر و زور و تزوير قرار گرفته بودي، بايستي

یک گلایه هم از آقای احمدی نژاد دارم. چرا برای امثال مشایی ها روی رهبر، مردم، علما و وزرای دور قبل و...را زمین انداختی؟! یا علی مدد

نویسنده : گمنام    نظرات :
ندای رهبری

تفکر و عبرت در فتنه 88|قصد عجیب فتنه گران

                                   

تفکر و عبرت در فتنه 88|غلبه با ماست

                                   

ضعف امت مسلمان به خاطر دوری از قرآن است

                                   

تفکر و عبرت در فتنه 88|اخلاص در کنار بصیرت

                                   

تفکر و عبرت در فتنه 88|امیدوار کردن دشمن

                                   


آخرین پست ها
اعتماد مردم و آمارهای متناقض!
دشمن تاریخی ایران و اسلام
امام خمینی: آب و برق را مجانی می کنیم؟!!
سوال از رئیس جمهور
دو پوستر از قدرت نظامی ایران اسلامی
تئوریسین آمریکا طراح خطرناک ترین طرح قرن
افشای ماهیت صهیونیستی سایت بالاترین!
ارتباط مشایی با عامل اختلاس 3000 میلیاردی+سند
مطالبات رهبری از دولت خدمتگذار
مشایی و مخالفت با نص صریح قرآن کریم!
مکر الهی
هنرمندان بی هنر؟!
قالب وبلاگ کربلا
تفاوت در گفتار تا عمل
قالب ولی عصر(عج) برای سیستم بلاگفا و پرشین بلاگ
خمینی جوان (خاطره ای از پدرم)
پندهای حکیمانه مقام معظم رهبری
علت نورانی بودن چهره رهبر انقلاب کشف شد!!!
پیشینه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
قالب خمینی دیگر مخصوص بلاگفا و پرشین بلاگ
مقام معظم رهبری در دیدگاه علماء، مراجع و بزرگان
سال نو مبارک
عکس های منتشر نشده از بحرین
ماجرای بحرین
اخبار پایگاه
فتنه گران قبر خودتان را کندید!!!
قالب امام خامنه ای (دامت برکاته)
تقدیم بحرین ننگین تر از ترکمنچای
برداشت ناشیانه یا مغرضانه بی بی سی فارسی؟!
برخورد امام(ره) با ابرقدرت بلامناضع شرق
آماده تبادل لینک و لوگو با پایگاه های ارزشی و مذهبی هستیم............................................................استفاده از مطالب این پایگاه همه جوره مجاز میباشد.