چهره نظام را قبيح جلوه ندهيد
در ميان حوادث و آشوبهاي پس از انتخابات سال گذشته يكي از افرادي كه در فتنهها همراه ميرحسين موسوي بود، بعد از مدتي گوي سبقت را از دوستانش ربود و در زمينههاي متفاوت، با نام امام و ادعاي خط امام تهمتها و دروغهايي را به نظام جمهوري اسلامي ايران چسباند. فرياد وي بلندتر از هر صداي ديگري شنيده ميشد و ادعا ميكرد كه در زندانها به زندانيان تجاوز شده است. اين ادعاي مهدي كروبي البته هيچ گاه به اثبات نرسيد؛ اما با اين وجود او دستبردار نبود و براي افزايش آمار جانباختگان حوادث، از كشتههايي خبر ميداد كه آن موارد نيز دروغ از آب درآمد.
حال ببينيم نظر امام (ره) درباره اينگونه افراد چيست؟ نگاهي به صحيفه نور، جلد 8، صفحه 275 تا حدودي ما را با نظر امام راحل در اين رابطه آشنا ميكند. ايشان ميفرمايند: « امروز همه ما امانتدار اسلام هستيم. اسلام الان سايه افكنده بر سر ما؛ از باب اينكه رژيم سلطنتى مبدل شد به رژيم اسلامى. الان كه اين امانت دست ما آمده است اگر خداى نخواسته ما به اين امانت خيانت بكنيم و اين را در نظر غربيها، در نظر دشمنهاى ما، در نظر دشمنهاى داخلى و خارجى و آن اشخاصى كه مىخواهند اين نهضت را آلوده كنند، ننگين كنند، اگر ما الان يك عملى بكنيم كه بهانه دست اينها بدهيم، ما خيانت به اسلام كردهايم؛ و بايد همه چشمهايمان را باز بكنيم.» امام خميني (ره) همچنين در تاريخ 8 خرداد 1358 در جمع روحانيون، پرسنل سپاه پاسداران و اهالي كرج طي سخناني ميفرمايند: « اينكه پيش من اهميت دارد اين اموال نيست؛ اين داراييهاى جنايتكاران نيست. اينكه من خيلى به آن اهميت مىدهم اين است كه امروز كه جمهورى اسلامى اعلام شده است و مردم ايران را از شرّ آنها، از شرّ رژيم فارغ مىدانند و جمهورى را «اسلامى» مىدانند، همه اقشار ملت خصوصاً آنهايى كه در رأس كار هستند، خصوصاً روحانيونى كه در رأس كار هستند، اينها جديت كنند به اينكه نبادا خداى نخواسته چهره جمهورى اسلامي به طور قبيح بين مردم وجود پيدا كند.» با اين اظهارات روشنگرانه امام (ره) بايد پرسيد كه آقاي كروبي در اين يكسال با مصاحبههايي كه با رسانههاي بيگانه داشت و حرفهاي دل آنان را به زبان آورد، واقعاً امانتدار اسلام بود؟ و چه خدمتي به جمهوري اسلامي ايران كرد غير از آنكه چهره نظام را در ميان مردم قبيح جلوه داد؟
روحانيوني كه از حيلههاي شيطاني بيخبرند
نگاه
شيخ سابق اصلاحات فراتر از موارد مذكور هم رفته و در برخي از نامهها و
سخنان خود،تشابهاتي را ميان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با رژيم
ستمشاهي ابراز كرده كه از جمله آن اظهارات ميتوان به نامه اخير وي به
دادستان تهران اشاره كرد. وي در بخشي از اين نامه آورده است: « سؤال من
اين است که چطور در زمان شاه خائن وقتي ساواک افرادي را زير فشار و شکنجه
مجبور به تمجيد از شاه و اظهار ندامت ميکرد اين حاکميت بود که مورد تمسخر
ما و مردم قرار ميگرفت، اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ايم و
توقع داريم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه يک زنداني زير فشار
را قبول کنند و اعترافگيران را مورد تمسخر قرار ندهند؟» كروبي در برخي
اظهارات حتي روزگار رژيم پهلوي را بهتر از اوضاع فعلي مطرح كرد. به طوري
كه پس از حرمت شكني روز عاشورا توسط فتنهگران، وي ضمن دفاع از حرمت
شكنان، به اخبار و اطلاعات كذب استناد ميكند و با صدور بيانيهاي ابراز
ميدارد: « در عاشوراي 1342 تظاهراتي عظيم با شعارهايي تند عليه شاه صورت
گرفت اما رژيم ستمشاهي حرمت عاشورا نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگيري
رهبران مبارزه و در رأس آن امام را به روزهاي بعد موکول کرد.» اين گفتهها
در حالي مطرح است كه امام راحل در بند ج از وصيتنامه خويش آوردهاند: «و
از همين قماش توطئهها و شايد موذيانه تر، شايعههاي وسيع در سطح كشور، و
در شهرستانها بيشتر، بر اينكه جمهوري اسلامي هم كاري براي مردم انجام
نداد. بيچاره مردم با آن شوق و شعف فداكاري كردند كه از رژيم ظالمانه
طاغوت رهايي يابند، گرفتار يك رژيم بدتر شدند! مستكبران مستكبرتر و
مستضعفان مستضعفتر شدند! زندانها پر از جوانان كه اميد آتيه كشور است
ميباشد و شكنجهها از رژيم سابق بدتر و غيرانسانيتر است! هر روز عده اي
را اعدام ميكنند به اسم اسلام! و اي كاش اسم اسلام روي اين جمهوري
نميگذاشتند! اين زمان از زمان رضاخان و پسرش بدتر است! مردم در رنج و
زحمت و گراني سرسامآور غوطه ميخورند و سردمداران دارند اين رژيم را به
رژيمي كمونيستي هدايت ميكنند! اموال مردم مصادره ميشود و آزادي در هرچيز
از ملت سلب شده! و بسياري ديگر از اين قبيل امور كه با نقشه اجرا ميشود و
دليل آنكه نقشه و توطئه در كار است آنكه هرچند روز يك امر در هر گوشه
وكنار و در هر كوي و برزن سر زبانها ميافتد؛ در تاكسيها همين مطلب واحد
و در اتوبوسها نيز همين و در اجتماعات چند نفره باز همين صحبت ميشود؛ و
يكي كه قدري كهنه شد يكي ديگر معروف ميشود. و معالاسف بعضي روحانيون كه
از حيلههاي شيطاني بيخبرند با تماس يكي، دو نفر از عوامل توطئه گمان
ميكنند مطلب همان است. و اساس مسأله آن است كه بسياري از آنان كه اين
مسائل را ميشنوند و باور ميكنند اطلاع از وضع دنيا و انقلابهاي جهان و
حوادث بعد ازانقلاب و گرفتاريهاي عظيم اجتناب ناپذير آن ندارند - چنانچه
اطلاع صحيح از تحولاتي كه همه به سود اسلام است ندارند - و چشم بسته و
بيخبر امثال اين مطالب را شنيده و خود نيز با غفلت يا عمد به آنان
پيوستهاند.»
با دقت در اين كلام شيوا و تطبيق آن با دروغ پراكني و
ساختارشكنيهاي سران فتنه 88، آيندهنگري امام راحل به زيبايي نمايان
ميشود. حال بايد به آحاد مردم توصيه كرد كه خط امام(ره) را بياموزيم تا
در دام فتنهگراني كه قصد دارند با دروغ و سوءاستفاده از عنوان خط امام،
ساختارشكنيهاي خود را پيش برند، نيفتيم. بيترديد مرور وصيتنامه امام و
صحيفه نور مصاديق بسياري از آينده نگري امام راحل را در زمان حال و جامعه
امروز نشان ميدهد. به هر حال مردم فهيم و فكور همواره بيدارند و با پيروي
از مقام عظماي ولايت حق را از باطل تشخيص ميدهند، اما بد نيست آن عدهاي
كه هنوز با خيال خط امام قدم در راه باطل گذاردهاند از ادعاهاي دروغ خود
دست بردارند و يكبار ديگر نظرات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران را مرور
كنند كه اگر خدا خواهد به مسير عقلانيت بازگردند
برخی از دوستان می گویند ضرورت حفظ حجاب در جامعه چیست؟یا اگر حجاب در جامعه ما آزاد باشد کم کم برای مردم عادی میشود.
باید به دوستان عزیزی که اینچنین اندیشه ای دارند بگویم این ها حرف هایی است که در گوش شما خوانده اند و این ها از جای دیگری آب می خورد.
زیگموند فروید روانشناس اتریشی می گوید:تجربه نشان داده است که انسان نسبت به چیزی که منع شود، حریص تر میشود. بنابراین، ممانعت از ارضای این غریزه، نتیجه ای جز شعله ورتر شدن آتش آن نخواهد داشت. اگر میخواهیم بشر برای همیشه از وسوسه ها و دغدغه های جنسی رهایی یابد، باید او را در ارضای غریزه جنسی اش کاملا آزاد گذارده و هرگونه قید و بندی را از پیش روی او برداریم.
در پاسخ به این نظریه میتوان گفت: اولا، پذیرش این اصل که (( هرگونه ممنوعیتی حرص آور است و نتیجه عکس میدهد)) مستلزم آن است که بسیاری از قوانین و مقررات اجتماعی، از جمله مقررات راهنمایی و رانندگی، که محدودیت ها و محرومیت هایی را برای رفت و آمد وضع می کنند، برچیده شوند. زیرا حرص آورند و نتیجه عکس می دهند!
ثانیا، در همان جوامعی که آزادی جنسی وجود دارد، هرچند ممکن است از حیث نگاه به جنس مخالف، ارضا شده و تحت فشار روحی قرار نداشته باشند، اما آمار نشان میدهد که بیشتر جوانان، در همان جوامع برای ارتباط جنسی، خود را تحت فشار می بینند. نباید از روحیه تنوع طلبی بشر غافل بود. مگر جز این است که در جوامع غربی آمار انحرافات و ناهنجاری های جنسی روز به روز افزایش می یابد.
به تعبیر شهید مطهری اینان میان اشباع غریزه و سرکوب نکردن آن از یک طرف، و آزادی جنسی و رها کردن بی قید و شرط آن از طرف دیگر، خلط کردند. حقیقت آن است که اگر کسی می خواهد غریزه جنسی خود را به درستی اشباع کند، راهی جز عفت و تقوا و پذیرش مقررات الهی ندارد. در سایه تقوای الهی است که می توان از هیجان های بیجا پدید می آید جلوگیری کرد. آنچه لازم است و هرگز نباید از آن غفلت ورزید این است که انسان باید همه غرایز ئ استعدادهای خدادادی خود را پرورش دهد و نباید هیچ کدام را نادید گیرد. اما این را هم باید بداند که حد و مرز هر غریزه ای را نگه دارد و هرگز نباید به بهانه پرورش غریزه جنسی، سایر غرایز و قوا و استعدادهای خود را نادیده بگیرد. یکی از تفاوت های انسان با حیوان این است که در بسیاری از غرایز و امیال انسان، دو نوع میل ممکن است پدید آید: امیال صادق و امیال کاذب. حالات طبیعی غرایز و امیال را می توان اشباع کرد. اما حالات کاذب آنها را هرگز نمی توان ارضا نمود. اشتباه اصلی فروید و فرویدیسم این بود که برای جلوگیری از سرکوبی غریزه جنسی، آزادی بی حد و حصر جنسی را پیشنهاد دادند. غافل از اینکه بی نهایت خواهی نیز یکی از امیال و خواسته های فطری انسان است. انسان به گونه ای آفریده شده است که در همه زمینه ها اگر شرایط مساعدی را بیابد، به هیچ حدی قانع نمی شود. اگر انسان در این زمینه ها مانند حیوانات ظرفیت محدود طبیعی و پایان پذیری می داشت، هرگز نیازی به مقررات سیاسی و اقتصادی و جنسی پیدا نمیکرد. از نظر اخلاقی نیز احتیاجی به اخلاق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و جنسی نداشت. همان ظرفیت محدود طبیعی، خود به خود همه مشکلات را حل می کرد. اما همچنانکه از مقررات و اخلاق محدود کننده در روابط اجتماعی و امور اقتصادی و از عفت و تقوای سیاسی و اجتماعی گریزی نیست، از مقررات و اخلاق محدودکننده جنسی و از عفت و تقوای جنسی نیز گریزی نمی باشد.
حضرت امام خمینی درباره نامحدود خواهی قوه شهوت و سیری ناپذیری آن می فرماید:
قوه شهوت در انسان طوری است که اگر زن های یک شهر، به فرض محال، به دست او بیاید، باز متوجه زن های شهر دیگر است. و اگر از یک مملکت نصیبش شد، متوجه مملکت دیگر است. و همیشه آنچه ندارد می خواهد. با اینکه اینها که گفته شد فرضی است محال و خیالی است خام، با وجود این تنور شهوت باز فروزان است و انسان به آرزوی خود نرسیده... . هرکس منکر است مراجعه به حال خود کند و به حال اهل این عالم از قبیل سلاطین و متمولین و صاحبان قدرت و حشمت، آن وقت خود تصدیق ما را می کند.
کلام آخر:
دوستان عزیز کافی است چرخی در دنیای وسیع اینترنت بزنید و ببینید که همین غربی ها و آمریکایی ها به چه فلاکتی افتاده اند. شاید وقتی زنی نیمه برهنه را در خیابان ببینند در همان حال زیاد حس شهوت به آنها دست ندهد ولی دیگر سکس با زنان نامحرم آنها را سیر نمی کند که هیچ سکس با محارم خود از قبیل خواهر و مادر و سکس با همجنس خود نیز آنها را سیر نمی کند. حتی بارها دیده شده با حیوانات اهلی خود کارهایی می کنند که آدم حتی از بیان آنها نیز شرم می کند. برای ارضای خود به ساخت اسباب بازی های سکسی روی آورده اند. کدام فیلم غربی را دیده اید که در آن صحنه های سکسی وجود نداشته باشد؟!!
نه به آن که می گویند برای رسیدن به خدا باید به کلی غریزه جنسی را کنار گذاشت نه به این همه افراط. در دین مسیحیت تحریف شده امروزی کشیش ها و بزرگان دینی حق ندارند ازدواج کنند. غافل از اینکه آمار رسوایی های جنسی کشیش ها روز به روز بالا میرود.
حتی اکثر سران سیاسی آمریکا و اروپا جزو گروه های همجنس باز هستند.
دین مبین اسلام نه غریزه جنسی را به کلی تحریم می کند و نه آن را کاملا آزاد می گذارد. بهترین راه هم همین است. غریزه جنسی باید درکنار غرایز دیگر وجود داشته باشد تا انسان به تعالی برسد. تعالی انسان رسیدن به خدا است نه زندگی کردن مثل یک حیوان.
یکی از فضایل اخلاقی در عرصه اخلاق جنسی حجاب و پوشش است. البته، این مسئله اختصاصی به زنان نداشته و شامل مردان نیز میشود. اما نوع پوشش زنان به دلیل ساختار خاص جسمانی شان، مورد تاکید بیشتر قرار گرفته است.
ضرورت حجاب و منافع آن چیست؟
اولا، به بهداشت روانی زنان و مردان کمک میکند، زیرا اگر میان زن و مرد حریمی وجود نداشته باشدو زنان همه زیبایی های خود را در منظر مردان قرار دهد، این کار، از سویی آرامش روحی و روانی مردان را به هم میریزد و مردان همواره در اندیشه اشباع این عطش روحی و روانی ای هستند که با مشاهده زنان برهنه و بی حجاب پدید می آید. از سویی دیگر مردان برای ارضاع ارضای تقاضاهای جنسی تحریک شده خود، دست به هر کاری خواهند زد و آرامش و امنیت را از زنان خواهند گرفت.
دوما، روابط خانوادگی را استوار می کند و از فروپاشی نظام خانواده جلوگیری می نماید. آزادی جنسی و بی حجابی زنان در جامعه، موجب سست شدن پایه های روابط خانوادگی خواهد شد. در آن صورت، زن و مرد به جای آنکه موجب آرامش و آسایش یکدیگر شوند، بیشتر به مثابه دو دشمن و رقیب در برابرارضای آزادانه غریزه جنسی جلوه می کنند.
سوما، شخصیت و کرامت زن را تامین می کند و او را از یک شخصیت ابزاری به شخصیتی مستقل تبدیل مینماید. زنان بی حجاب، برای خود به عنوان یک انسان، ارزشی قائل نیستند، بلکه نهایت ارزش خود را جلب توجه جنسی دیگران می نمایند.
چهارما، حریم اجتماع را از بی عفتی و آلودگی های جنسی نگه داشته میشود. اگر حریم اجتماع از نگاه ها و روابط آلوده جنسی حفظ شود، در آن صورت بهتر می تواند به هدف خود نائل شود. بی حجابی موجب می شود محیط اجتماع که محیط کار و تلاش است، به محیطی برای ارضای خواسته های جنسی و امیال شهوانی تبدیل میشود.
زن و مرد با یکدیگر تفاوت های ذاتی دارند که باید این حقیقت را پذیرفت. نمیشود گفت که مرد و زن با هم یکی هستند. مرد اصولا چند خصوصیت ذاتی دارد: 1- کار و تلاش 2-غیرت 3-قدرت و زور بازو(البته این با خشونت متفاوت است) 4-قدرت تصمیم گیری در مواقع بحرانی و غیرعادی
زنها هم به همین ترتیب چند خصوصیت ذاتی متمایز از مردان دارند: 1-عشق و محبت 2-عاطفه 3-ظریف و تیزبین 4-خوش ذوق و باسلیقه
اگر این خصوصیات با هم ترکیب شوند یکدیگر را تکمیل می کنند. پس میتوان گفت زن و مرد مکمل یکدیگرند.
عده ای با سوء استفاده از کلمه آزادی این مفهوم را بر جوانان القا میکنند که هرطور که میخواهند باید در جامعه فعالیت کنند. بی بندوباری با آزادی متفاوت است.
فرض کنید مردی با همسرش که با حجاب است در حال قدم زدن است. ناگهان خانمی بدحجاب از جلوی آنها عبور میکند. مرد براساس غریزه جنسی به اندام زن بدحجاب خیره میشود. زن باحجاب با دیدن این وضع پیش خود فکر میکند برای مردش جذابیتی ندارد و البته درست هم هست. زن با حجاب حالا یک رقیب که نه هزاران رقیب برای خودش پیدا کرده است. یا حجاب خودش را حفظ میکند و باعث میشود مشکلات خانوادگی بوجود آید یا سعی میکند به رقابت با زنان بدحجاب بپردازد و خود در زمره بدحجابان قرار میگیرد.
خواهر عزیزم، برادر عزیزم بیایید با حفظ حجاب به امنیت اخلاقی جامعه، امنیت خودمان، جلوگیری از بی بند و باری و حفظ کانون گرم خانواده کمک کنیم.
از دوستان عزیز خواهشمندم نظرات خود را درباره این موضوع بیان کنند. با تشکر
کاسپین ماکان که اصلاحطلبان تا همین چند وقت پیش وی را نامزد ندا میخواندند، اخیرا در سفری به اسرائیل با شیمون پرز دیدار کرده و در این دیدار مدعی شده اسرائیل آنقدرها هم که ملتها معتقدند، رژیم خونخواری نیست و ایران الکی دارد با اسرائیل دشمنی میکند. و اینگونه شد که همه فهمیدند پروژه ندا ریشه در تلآویو دارد. این اما خیلی برای اصلاحطلبان داخلی گران آمد. حق هم داشتند؛ آن از آرش حجازی که 2 روز قبل از قتل ندا به ایران آمد و بعد از همدستی در کشتن ندا به انگلیس رفت، این هم از نامزد ندا خانم که در روز روشن با صهیونیستها فالوده میخورد.
چکار کنیم، چکار نکنیم؛ دوم خردادیها به این فکر افتادهاند که نامزدی کاسپین با ندا را تکذیب کنند و برای ندا دنبال یک نامزد دیگر بگردند که تخم دوزرده از آب در نیاید. اما تا دنبال نامزد دیگر بگردند باید نامزدی کاسپین را با ندا ماستمالی میکردند. در زیر فرآیند این ماستمالیزیشن میآید.
مدعی شویم ماکان فقط با ندا صیغه محرمیت خوانده بود و هنوز عقد نکرده بودند.
مدعی شویم عاقد در روز عقد دفتر ثبت را یادش رفته بود بیاورد.
ادعا کنیم روز عقد، عاقد رفته بود گل بچینه!
مدعی شویم کاسپین ماکان فقط چند بار به خواستگاری ندا آمده بود ولی خانوادهها سر مهریه به توافق نرسیدند.
ادعا کنیم ماکان تنها یک بار با خانواده به منزل ندا آمده بود اما علف به دهان بزی شيرين نیامد.
دروغ که حناق نیست؛ بگوییم ماکان فقط یک بار ندا را در پشت چراغ قرمز خیابان دیده بود و از او خوشش آمده بود.
مدعی شویم کاسپین ماکان اصلا ندا را ندیده بود و فقط یکی، دو بار با وی چت کرده بود.
اصلا ادعا کنیم کاسپین، نه نامزد ندا که نام یک ضد یخ است.
میتوانیم برای جبران گند قضیه، منکر هرگونه رابطه کاسپین و ندا شویم.
اگر کسی به عکس ندا و کاسپین در دوران نامزدی استناد کرد، میتوان آن را فتوشاپ خواند.
ادعا کنیم این تصاویر در اصل عکس «میم. الف» بوده با «جیم. را».
مدعی شویم کاسپین از همان بچگی به یکی دیگر علاقه داشت ولی از روی جبر روزگار با ندا عقد کرده بود اما دلش همچنان با دختر قبلی بود.
ادعا کنیم ضدیخ کاسپین از همان بچگی دوست داشت با رادیاتور ماشین ازدواج کند!
ادعا کنیم این کاسپین، آن کاسپین نیست و برچسب هلوگرام نداشته!
مدعی شویم کاسپین به لج کاسترول که نمادش دیوید بکام است، خواسته با عقد ندا برای خود نماد درست کند.
پی نوشت:
دیدار نامزد ندا آقا سلطان با شیمون پرز
مادر ندا آقاسلطان از سفر نامزد دخترش به اسرائیل، اعلام برائت کرد!
لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود
نامزد ندا آقا سلطان در تل آويو
مرتبط با موضوع: طنز سیاسی
شما از این پس میتوانید با کلیک بروی آرشیو تصاویر در منوی بالا، تصاویر مقام معظم رهبری و امام راحل را دریافت کنید.
این تصاویر از کیفیت و وضوح بالایی برخوردار هستند و برای استفاده در سایت یا وبلاگ مناسب اند.
علاوه بر این هیچگونه نوشته و یا آرم روی آنها وجود ندارد.
با تشکر
طراحی قالب امام زمان مخصوص سیستم بلاگفا به پایان رسید.
این قالب از حجم کمی برخوردار است و از مهم ترین ویژگی های آن میتوان اینچنین نام برد:
دوستانی که از این قالب استفاده میکنند و میخواهند که هیدر فلش شخصی داشته باشند میتوانند ما را از طریق نظرات با خبر سازند تا در اسرع وقت هیدرشان آماده شود.
در صورت هرگونه بروز اشکال در قالب و یا پیشنهاد و انتقاد میتوانید ما را از طریق نظرات پایگاه با خبر سازید.
((اللهم عجل لولیک الفرج))
مرتبط با موضوع: محصولات و طراحی ها
تفکر و عبرت در فتنه 88|قصد عجیب فتنه گران
تفکر و عبرت در فتنه 88|غلبه با ماست
ضعف امت مسلمان به خاطر دوری از قرآن است
تفکر و عبرت در فتنه 88|اخلاص در کنار بصیرت
تفکر و عبرت در فتنه 88|امیدوار کردن دشمن